نقاشی های ارزشمند یک استاد من نمیدونم چرا این قدرشیفته نقاشی های ویلیام بوگوئرو و سبکش هستم..کلا سبک رئال رو دوست دارم..ولی اون چه که در کار های اون هست و من رو جذب میکنه دید زیبایی شناسانه اون هست و از همه مهم تر ذهن خلاق و رویا پرداز قدرتمندش و از اون هم مهم تر توانایی ثبت این رویا پردازی هاست.تمام نقاشی ها در قرن نوزدهم کشیده شدن و زمانی که اروپا تازه دوران نقاهت بعد از رنسانس رو پشت سر میگذاشته و هنوز بسیاری از چیزها مورد پذیرش کلیسا نبوده..همون طور که قبلا هم گفتم در پستی جداگانه... به نقاشی های او در عصر خودش نه تنها توجهی نشد بلکه در بسیاری از موارد با اعتراض هم مواجه شد .این باعث میشه که من بیشتر از بوگوئرو خوشم بیاد و دلیلش هم اینه که اون هیچ اهمیتی نمیداده و این آثار ارزشمند رو خلق کرده که نزدیک به سیصد تا از اونها باقی مونده.اکثر کارهای او رو زنان و فرشتگانی بر-هنه تشکیل میدن که در محیطی شبیه به فانتزیای خودمون:) با فیگورهای مختلفی در حال طنازی هستن.چیز جالب دیگه ای که در نگاه عمیق در این آثار وجود داره اینه که شما به عنوان مرد و یا زن وقتی به این کار ها نگاه میکنید جذب هنر میشی و ظرافت هایی که در نقاشی به صورت آرمانگرایانه ای مبالغه شدن..و برهن-گی اگر چه در دید اول مشخص میشه ولی در مرحله بعد به چشم میاد.البته کارهای نوود جذابیت خودش رو داره ولی این نشون دهنده هنر این نقاش بزرگ هست.
پ.ن:چند تا از نقاشی های اون رو اینجا ببینید.
+
نقاشی بالا یکی از زیبا ترین کارهای اونه که من دیدم..ظرافت زنانه و خشونت مردانه رو با هم نشون میده
پ.ن:خدا بگم این لایو دیجیتال رو چکار کنه .نزدیک هشتصد تا از بهترین نقاشی های جهان رو توش آرشیو کرده بودم از جمله تمام کارهای بوگوئرو..حالا هی میزنه به زودی راه اندازی میشه..لایو دیجیتال یه سایت اجتماعی بود مثه فیس بوک .البته اون موقع فیس بوکی در کار نبود و در لایو دیجیتالم من تنها ایرانی فعال بودم..یه سایت اشتراک ویدئو و آدیو وعکس بود و وبلاگ هم داشتی و نزدیک دویست نفر هم به من لینک بودن ..البته نه اینکه عاشق چشم و ابروی من باشن..بلکه به خاطر اینکه به خاطر یازده سپتامبر یه نامه بلند بالایی نوشتم و انزجار خود و ملتم!! را از این مسئله ابراز کردم..یه چیز جالبی که بود این بود که تو به هر کسی لینک بودی میتونستی براش پیغام بفرستی.و سند تو ال هم داشت..چون اکثر کاربر هاش آمریکایی بودن و من تنها ایرانی شبکه به اون بزرگی.. مثه توپ تو کل لایو دیجیتال صدا کرد و نود درصد گفتن که ما میدونیم ملت ایران تقصیری ندارن و سیاست و اینا مربوط به دولت هاست و هیچ دولتی نه تو امریکا و نه هیچ جای دیگه نماینده ملتش نبوده و نیست.. چند نفری هم کسی از دوست و آشنا رو تو اون حادثه از دست داده بودن و خیلی خوشحال شدن به خاطر ابراز همدری که باهاشون داشتم.کلا خیلی شبکه خوبی بود..البته تا وقتی که نسخه بتاش راه نیفتاد..چون از اون به بعد شیوه کار عوض شد و خیلی ها رفتن سراغ مای اسپیس و گروپر و اینا..و من در مدت یکی دوسال یکی از پر بیننده ترین پروفا یلها رو داشتم طبق آمار خود سایت و ماجرایی داشتیم..ولی نقاشیام حیف شدن و زحمتی که برای کالکت کردنشون کشیدم..امیدوارم این پیام به زودی راه اندازی میشود که مدت هاست رو صفحه هست الکی نباشه و دوباره راه بیفته تا لا اقل چیز میزام رو بتونم جا به جا کنم.البته من الان تو فیس-بوک اکانت دارم...و یکی از دوستان لایو دیجیتالیم هم منو پیدا کرد و اونجا ادم کرد.ولی من زیاد اونجا فعال نیستم...
پ.ن:نه مثه اینکه حالم خوب شده....فقط سر دردش مونده..اونم استامینوفن میخوریم فعلا..:)
اینجا فانتزیاست... سفر های کودکيم
يادم است
به جنگل رفتم و
هرگز باز نيامدم
لوکاس مودی سون
برگردان: رباب محب
پ.ن:تصویر امروز را ببینید.
موسیقی امروز با صدای گوزن نقره ای:بشنوید
پ.ن2:گوزن نقره ای آقای گرگ را به معبد برد و به روح او بخوری دمید..زنگوله ها به صدا در آمدند..و سپس با هم بر فراز فانتزیا پرواز کردند.بسیار خوش گذشت.حال گرگ پرنده خوب است.
پ.ن3:موضوع انشاء:از گوزن نقره ای هر چه میدانید بنویسید..
Frederick Arthur Bridgman
Frederick Arthur Bridgman یک هنرمند آمریکایی بود .در آلاباما به دنیا آمد و فرزند یک پزشک بود .و به زودی یکی از هنرمندان سرشناس و مورد احترام گردید.او طراحی را در نیویورک آغاز کرد و در سال 1864 در National Academy of Design و Brooklyn Art Association به مطالعه هنر پرداخت.در سال 1866 به پاریس رفت و به شاگردی Jean-Léon Gérôme درآمد.پاریس به محل اقامت دائمی او تبدیل گشت.در سفری که در حدود سال 1873 به مصر داشت مجذوب فرهنگ شرق شد.او در سال 1867 موفق شد به استودیوی Gérôme راه یابد.جایی که او به شدت تحت تاثیر طراحی های بی نقص او قرار گرفت..به گونه ای که به گروم(1) آمریکایی شهرت یافت.او بعدها به اضافه کردن رنگ و ظرافت های طبیعی بیشتری در کارهایش پرداخت.
اولین سفرش را به شمال آفریقا در حدود سالهای 1872 انجام داد و این سفر را بین دو کشور مصر و الجزایر تقسیم کرد.در آنجا نزدیک 300 طراحی کشید که پیش زمینه نقاشی های بعدی او شد.بازدید هایی که در فاصله 1870 تا 1880 انجام داد موجب هر چه تکمیل تر شدن آثار او در زمینه لباس های بومی و معماری نواحی شرقی در کار های او گشت که در بیشترآثار او مشاهده میشوند.اگر چه او در پاریس ماند ولی هرگز از محبوبیتش در آمریکا کم نشد.به گونه ای که حدود 400 اثر او در نیویورک به نمایش در آمدند و در گالری بعدی که در شیکاگو برگزار شد تنها 300 اثر او باقی مانده بود که این نشان دهنده تعداد بالای آثار به فروش رفته او بود.اخیرا نقاشی های او به قیمتهایی بین 250 تا 350 هزار دلار به فروش میرسند.
برگرفته از:ویکی پدیا
(1):تلفظ دقیق این اسم را نمیدانم
پ.ن:من یکی از طرفدارهای این جور آثار هستم چون نه تنها یک اثر هنری محسوب میشن بلکه اطلاعات موثقی رو هم در زمینه فرهنگ و نوع پوشش و معماری اون زمان خاورمیانه و شمال آفریقا به دست میدن..تمام آثاری که من از این هنرمند دیدم به همین سبک هستند.
Howard David Johnson in Fairyland Howard David Johnson در پایگاه نیروی هوایی در Bitdurg مونیخ در اواسط دهه پنجاه میلادی به دنیا آمد او پسر یک افسرعالیرتبه نیروی هوایی آمریکا و یک استاد دانشگاه است.زندگی کودکی و رشد او در سفر به پایگاه های مختلف نیروی هوای در سراسر دنیا گذشت.او به شدت تحت تاثیر هنر و فرهنگ اروپای مرکزی و مدیترانه ای بود.و به واسطه هرچه که به دست می آورد تمام لحظات کودکی را به نقاشی و طراحی آنچه امروزه میراث گذشتگان میخواند گذراند.
او زندگی خود را از شش سالگی بر خلاف مخالفت سر سختانه والدینش که گذران زندگی به عنوان یک هنرمند را غیر ممکن میدانستند وقف هنر کرد.او با کار کردن بیشتر به این مخالفت ها پاسخ داد.او هر گز کوچکترین فرصت برای رفتن به موزه ها و دیدن کارهایی که او را به دنیای الهام بخش قدیمی و میراث گذشتگان پیوند میداد از دست نداد.اگر چه او شیفته مسافرت بود ولی از نسل هفدهم تگزاسی ها به شما می آمد.و در 14 سالگی به سرزمین خود تگزاس بازگشت.
با الهام از نویسنده آفریقایی -آمریکایی Alex Haley جانسون به دنبال میراث گذشتگان اسکات و سلتیک خود در اروپای مرکزی رفت و دریافت که میراث ارزشمندی است که مورد غفلت واقع شده و دنیایی از فرهنگ های غریب و میراث های الهام بخش و روحانی برای کشف و ثبت در قلب هنر میباشد.
او عاشق خانواده اش و فلسفه و آموزش است.او به عنوان یک شهروند خوب و دوستدار بی پناهان شناخته شد.سرگرمی های او خواندن ادبیات کلاسیک-هنر و کتابهای تاریخی است.به همان گونه که علاقه مند به گرد آوری فیلم و موسیقی نیز میباشد.او گذران زندگی را از طریق فروش مجوز های پخش و انتشار آثارش در رسانه ها و موزه ها میگذراند.دیوید و همسرش ویرجینیا 24 سال پیش با هم ازدواج کردند.او نیز به عنوان یک معلم نمونه و باهوش در زمینه هنرهای تجسمی شناخته شده است.آنها در تگزاس زندگی میکنند و دو پسر دارند.جانسون به تازگی در حال نوشتن کتابی در مورد جهان رویایی و اساطیری است.
سبک کار :تشریح یک تصویر.تجربه کاربرد تکنولوژی هنر دیجیتالی در پیوند با طرح های قدیمی برای به وجود آمدن یک کار هنری بر اساس سبک رئال.
پ.ن:حدود 120 طرح او را در اختیار دارم که چند تا از اونها رو میتونید تو لینک های پایین ببینید.من به شخصه شیفته این هنر شدم..اگر چه قبلا مشتاق سبک رئال در هنر بودم.و هستم..ولی از اونجایی که فانتزیا همه چیش برای من رئاله..نقاشی های جانسون دقیقا تصویری از سرزمین فانتزیاست.
پ.ن2:اگر کسی هست که نقاشی رئال میکنه و دانشجو هم می پذیره من رو خبر کنه..ممنون...
William-Adolphe Bouguereau Bouguereau در شهر La Rochelle به دنیا آمد و در سال 1850 یکی از بورسیه های مهمی راکه به هنرمندان بزرگ تعلق میگرفت برنده شد.و تمام نقاشی های او تا پایان عمر کاریش در Paris Salon نمایش در آمد.اگر چه او در آستانه قرن بیستم در گمنامی به سر میبرد که شاید به خاطر مخالفت های سرسختانه او با نقاشان امپرسیونیست بود.او یک نقاش سبک رئال بود که به تازگی ارزش آثارش روشن شده است.او در عمر کاری خود 826 اثر برجا گذاشت.
در زمان خودش ویلیام یکی از برترین هنرمندان جهان بود.در سال 1900 هنرمندان هم عصر او MonetوDegas او را یکی از جاودانه های هنر قرن نوزده فرانسه نامیدند که از اذهان پاک نخواهد شد.که البته با وجود جو امپرسیونیستی آن زمان این نظریات بسیار طعنه آمیز به نظر میرسید.کار های او مشتاقانه و با قیمت های بسیار بالا و بیشتر توسط میلیونرهای آمریکایی خریده میشد.در حدود سال 1920 به او بی احترامی های بسیاری شد.بسیاری اظهار کردند که این بی حرمتی ها آگاهانه و توسط "موسسه هنرهای حرفه ای جدید"صورت گرفته بود.با وجود مخالفت دیرینه او با پیشرفت های جدید و نوآوریهای هنر نقاشی این طبیعی بود.البته به نظر میرسد این مسئله به فاکتور های اجتماعی عمیق دیگری هم بر میگشت.برای دهه ها نام او در دایره المعارف های بزرگ برده نشد. ولی امروزه بیش از یکصد موزه در سراسر جهان آثار او را به نمایش گذاشته اند.
او دوبار ازدواج کرد.و همسر دوم او شاگرد قبلی خودش بود.و کسی نبود جز Elizabeth Jane Gardner .اوهمچنین از نفوذ خودبرای گشودن چندین موسسه هنر فرانسوی برای بانوان استفاده کرد.او در شهر زادگاهش از دنیا رفت..
منبع:ویکی پدیا
پ.ن:من شخصا یکی از علاقه مندان نقاشی های او هستم.و تعداد بسیار زیادی از کارهاش رو در سایتی ذخیره کرده ام..نقاشی های او بر پیکر بندی و پرتره های بدون پوشش استوار هست..به خاطر همین قبل از جستجوی آثارش این رو هم بدونید.اگر دوست داشتید تو کامنت ها بگید تا به مرور یکی از کارهاش رو اینجا لینک بدم.به علت اینکه اون آدرس که من نقاشی ها رو در اون ذخیره کردم شخصی هست.فعلا نمیتونم همه رو یکجا نشونتون بدم..ولی میتونم بعدا آماده کنم و خبر بدم.تا اون موقع هر از چند گاهی سعی میکنم چند تا از نقاشی هاش رو اینجا لینک بدم.
پ.ن2:ویکی پدیای فارسی در مورد این هنرمند بزرگ تقریبا چیز جالبی نداشت..که من ویرایش کردم.لطفا ایرادات ترجمه من رو اونجا اصلاح کنید و اگر چیز بیشتری در موردش میدونید اضافه کنید.ممنون
پ.ن3:توجه داشته باشید که نقاشی ها بدون پوشش هستند...


