ماهی مست

ماهی مست-اورهان ولی

ماهی مست
اورهان ولی
ترجمه :یغما گلرویی
انتشارات نگاه

زخم چاقوی رو پیشونیم
واسه خاطر توست!
قوطی سیگارم
تنها یادگاریته!
تلگراف زدی که
خونه زندگیت رو ول کن بیا!

اورهان ولی

پ.ن:خونه زندگیتو ول کن بیا؟تا به حال همچین پیامی برای کسی فرستادید؟..یا دریافت کردید؟

..میدونی گرگ پرنده.
.همه چیزا که گفتنی نیست

+photo of the day

25
April
+ لينك
آیا ساد را باید سوزاند؟
cover-sade.jpg این کتاب رو میتونید از اینجا دانلود کنید.که طرز فکر و فلسفه فکری شخصی به اسم ساد در اروپای قرن هجدهم فرانسه رو بررسی میکنه.این کتاب حاوی مواردی هست که ممکنه شمارو آزرده و ناراحت بکنه..رویکرد" دو بوار" در این مبحث پرداختن به روابط جن-سی "ساد" بوده که نوعی از اخلاقیات رو که محکوم و گمنام باقی مونده رو شرح میده.از روی مطالب اون این نکات به نظر من قابل تفکر و تامل هستن.اگر دوست داشتید یه نگاه اجمالی به مطالب و طرز تفکر ساد داشته باشید نکات زیر رو که برگرفته از همین کتاب هست بخونید:

1-اگر عنصر کثیفی در شه-وت به شما لذت میدهد پس هرچه کثیف تر باشد لذت بخش تراست.
2-خدای گونه ترین افسون ها هم هیچ میشوند وقتی اطاعت و فرمانبرداری از پیش حاصل میشود.
3-انسان تنها با خدمت به تمامی هوس های خیال خود میتواند به سعادت نائل آید.
4-تمام اصول اخلاقی جهان تصوراتی بیهوده اند.
5-زیبایی یک چیز ساده است و زشتی یک چیز استثنائی و بی شک تخیلات آتشی مزاج همیشه یک چیز استثنائی را به چیز ساده ترجیح میدهند.
6-هر چه با لذاتم تداخل داشت از ریشه برکنده-درهم شکسته و نابود ساخته ام.
7-به لطف صداقت خودسرانه و نه به عنوان یک هنرمند کامل و یا فیلسوفی منطقی است که باید از" ساد" به عنوان یک اخلاق گرای بزرگ تجلیل کرد.
8-انسان با انتخاب خدا خود را انکار میکند و این گناه غیر قابل بخش اوست.
9-ساد میدانست که عقیده به جهنم و ابدیت میتواند شعله ظلم و بیرحمی را برافروزد.
10-طبیعت خواهان نابودی حداکثر موجودات است تا از قدرت تولید دوباره چیزها لذت ببرد.اما انسان بنده طبیعت نیست.
11-چه وقت خواهد رسید که علم آموزش دادن انسانها را به علم کشتن و شکنجه دادن او ترجیح دهید؟
12-اگر ممنوعیات که جرم را جذاب میسازند برانداخته شوند هوس انجام آن نیز از بین خواهد رفت
13-اگر فقر به نومیدی تقلیل داده نشود فقرا میتوانند شورش کنند و در این صورت منطقی ترین کار نابودی آن خواهد بود.
14-شادی تنها آن چیزی است که مرا تهییج میکند و تنها چیزی که مرا تهییج میکند گناه است.
15-اگر فضیلت هیچ حسی را تحریک نکند پس مبنای واقعی ندارد.
16-فرد باید خود یک مجرم باشد تا از شر موجود اجتناب ورزد یعنی باید یا آتش افروز باشد و یا عضوی از پلیس
17-در یک جامعه جنایی فرد باید مجرم شود.
18-ساد صرف نظر از آن چه برای او اتفاق میافتد او هیچ اربابی را نمیپذیرد.اگر شکست بخورد به انزوایی میرود که پایانش مرگ است.اما هم چنان حاکم خویش باقی میماند.
19-ما باید خودمان را دراعمالمان نشان دهیم.پس گا**دن انسان بهتر از درک اوست.
20-ما میتوانیم بکشیم اما نمیتوانیم قضاوت کنیم.قضاوت استبدادی تر از ستم پیشگی است.چرا که ستمگر خود را به وجود خویش محدود میکند.در حالی که قاضی سعی دارد نظرات خویش را به قوانینی جهان شمول ارتقا دهد.
21-او تنها به حقایقی وفادار بود که از وجود خود او برآمده بودند.پس از شه-وت رانی عضو خویش فراتر رفت
22-انسانی که مایل به انکار خصوصیت های خویش نباشد توسط جامعه طرد میشود.

رادیو زمانه در مورد این موضوع تحلیلی نوشته است.

+عکس

1
April
+ لينك
کوچولوهای عزیز
4.gif

داشتم وسایلم رو مرتب میکردم که دفتر نقاشیم رو که مربوط به کلاس پنجم دبستانم بود پیدا کردم.چند تا نقاشی جالب توش پیدا کردم که یکیش این بود.میدونین این آقاهه چی داره میگه؟..داره میگه کوچولوهای عزیز میتونن بعد از راهیان نور برنامه های خودشون رو ببینن!!.

از این نقاشی چند نکته مستفید میشود:یکی اینکه کوچولوهای عزیز اون موقع مجبور بودن قیافه کریه این مجری درب و داغون رو تحمل کنند..اگر فکر میکنید هنر این جانب بد بوده بایست به استحضار تان برسانم من همیشه نمره نقاشیم بیست بود!.بنابراین و از آنجایی که همیشه خدا ترکیب ریش و عینک فقط یه ترکیب مستعد نقاشی بوده.. بنده این کار را کاملا رئال کار کرده ام..فقط کاملا شبیه به اصل بوده..طی تماسی که با باستان شناسان گرفتم آنها نیز بدین نکته صحه گذارده اند.نکته دوم اینکه کوچولوهای عزیز مجبور بودند اون موقع اول از همه این آقا رو با این قیافه نخراشیده تحمل کنند بعد تازه راهیان نور(!!!) را..و سپس برنامه های خودشون را.اگر من میگم ما نسل سوخته ایم.به خاطر این دردهاست.حالا میفهمم چرا ما اون موقع ها از دیدن انریکو و گالنی و فرانچی و حنا و دکتر ارنست لذت میبردیم..چون لااقل چهر ه هایشان بویی از انسانیت برده بود..نکته دیگری که از این نقاشی مستفید میشود این است که اینجانب آن موقع تحت تاثیر کلام آقا قرار گرفته و در ذهن کودکانه خود چندین بار تکرار نموده ام تا نقاشی تمام شود تا بتوان داخل نقاشی آن را جای دهم..تا چنین روزی سندی بر سوختگی نسل خودم داشته باشم.

حالا تازه کجاشو دیدید.این قدر نقاشی های مسئله دار از خودم پیدا کرده ام که اصلا اینجا جای گفتن و نمایش این آثار نیست.:)
پ.ن:خب عقاید یک دلقک هم تمام شد و رفتم سراغ این کتابی که می بینید تو ساید بار هست.توصیه میکنم بخونیدش.

پ.ن1:کوچولوهای عزیز بعد از راهیان نور میتونن تصویر امروز رو ببینن.

پ.ن3:موسیقی برای مدیتیشن:بشنوید

29
February
+ لينك

دارم این کتاب عقاید یک دلقک رو که اثر هاینریش بل هست میخونم.بعضی از کتابها جاذبه خوندن ندارن برای من با اینکه خیلی ازشون تعریف میشه.مثل بلندیهای بادگیر.هر کاری میکنم که بخونمش تا ببینم این کتاب معروف چی داره..دست و دلم طرفش نمیره..اما این کتاب رو که باز کردم صفحه اول رو که خوندم فهمیدم که تا آخرش پیش میرم..

پ.ن:تا حالا شده کسی که نمیشناسید همین طوری بدون مقدمه شما رو به یه جشن تولد دو نفره تو کافی شاپ دعوت کنه؟اگر می رفتید چرا؟..اگر نمی رفتید چرا؟.

4
February
+ لينك
معبد سکوت

برد تی اسپالدینگ در سال 1894 به همراه یک گروه یازده نفری از دانشمندان به هند -نپال و تبت سفر کرد.او سه سال و نیم در این نقاط ماند.و این زمان را صرف و تحقیق و ترجمه متون کتیبه های روحی قدیمی کرد.در این مدت آقای اسپالدینگ با اساتید بزرگ هیمالیا زندگی و کار کرد.و روش و منش زندگی آنها را ثبت نمود او اولین سری از تحقیقاتش را تحت عنوان "زندگی و تعلیمات اساتید شرق دور"منتشر کرد.(1924)این تنها آغازی بود تا 6 سری از این کتابها چاپ و تجدد چاپ شوند.
نوشته های آقای اسپالدینگ کوتاه نویسی و موجز شده اند.از این لحاظ نقل قول ها دقیقا جملاتی هستند که اساتید بر زبان آورده اند.
منبع:اینجا

زندگی و تعالیم اساتید شرق دور در سال 1924 نوشته شده است.و در 6 سری به چاپ رسیده است.این کتاب به شرح و توصیف آنچه که یازده دانشمند در این سفر به شرق دوردر مورد حوادث متافیزیکی شهادت داده اند میپردازد.برد تی اسپالدینگ و دانشمندان دیگر به مدت سه سال در آخرین سالهای قرن نوزدهم در آنجا به مشاهده و ثبت این وقایع پرداخته اند.که توسط آنچه آنان "اساتید"می نامیدند به وقوع می پیوست.این دانشمندان هم چنین آنچه را که به حقیقت دیده بودند و تجربیات خودشان را درابطه با استادان ثبت نموده اند فقط به این دلیل که ثابت کنند آنچه دیده اند حقیقت داشته است.بر طبق این نوشته ها ایشان دائما در حیرت از معجزاتی بوده اند که این اساتید انجام میداده اند
این داستانها(وقایع) بسیار جالب و سرگرم کننده هستند و در عین حال تفکر برانگیز میباشند.من این کتاب ها را جزو بهترین سری از کتاب هایم از زمانی که آنها را کشف نموده ام دارم.یعنی دو دهه قبل.اگر چه مستنداتی در دست نیست که نشان دهد وقایع این کتاب حقیقت دارند من به آنها باور دارم.از لحاظ دیگر خواندن این کتاب آن بخش از شما را که به جستجوی حقیقت میپردازد بیدار میسازد
منبع:اینجا

:توضیح پشت جلد کتاب-در ترجمه فارسی وجود ندارد
هیچ شکی نیست که این مردان نوری را از میان سالیان دور بیرون کشیده اند و زندگی روزانه و امور خود را به اثبات رسانیده اند که نشان میدهد حقیقت دارند.همچنان که هزاران سال پیش حقیقت داشته اند.بی-تی -اس
نوضیحات و تشریحاتی که برد تی اسپالدینگ از سفر به شرق دور داشته رل بسیار مهمی را در شناساندن این نکته به غرب داشته که اساتید بسیاری وجود دارند که هدایت و رهبری جامعه بشریت را به عهده دارند
مواجهات او با اساتید آنچنان بی پرده و مهیج هستند که هیچ نوشته ای را در ادبیات غرب نظیر آن نمیتوان یافت
منبع:اینجا

نظر یک وبلاگ نویس در مورد این کتاب:
یکی از تاثیر گذارترین کتابهایی که من در دوران رشد خوانده ام (که هنوز هم ادامه دارد اگر بخواهم با دید بازتری نگاه کنم)سری کتابهای زندگی استادان شرق است.این کتاب یک داستان فوق العاده(مهم است که ساختگی ست یا زندگینامه واقعی؟) یک نمایش حیرت آور از ایده هایی ست که حقیقت زندگی ما را مورد کنکاش قرار میدهندو در یک زبان کاملا قابل فهم برای یک ذهن غربی تشریح میکند که هنوز الهامات و طراوت روحی قرن گذشته خود را داراست.

نظر من در مورد این کتاب:
چند روز قبل برای خرید کتابی به انتشارات خوارزمی سر زدم که به طور تصادفی به این کتاب برخورد کردم.در فاصله این چند شبی که کتاب رو خوندم بسیار لذت بردم.اساتیدی که ازشون نام برده شد انسانهایی هستند نظیر همه ما..که به گفته خودشون در کتاب فقط تنها کاری که میکنند طبق اصولی که در انجیل مسیح هم ذکر شده یعنی ایمان به خداوند میتونن کارهای خارق العاده ای از قبیل بینا کردن کور و شفا دادن بیماران و غایب شدن و طی طریق رو انجام بدن.در حالی که این اساتید اصلا مسیحی نیستن.بلکه تاکید عمده اونها بر ایمان داشتن به قدرت خداوند است و مدیتیشن و فلسفه هند قدیم.در هر صورن پیشنهاد میکنم این کتاب رو بخونید.در ضمن از گوزن نقره ای هم که من رو با دوستانش آشنا کرد تشکر میکنم.

در ضمن سایت دامغان سیتی مصاحبه ای رو با مترجم این کتاب خانم دکتر فریده مهدوی دامغانی انجام داده :

سوال: کتاب معبد سکوت نوشته یک نویسنده آمریکاییست.مترجم فرانسوی برای ترجمه این کتاب به هند سفر کرده تا از نزدیک با شخصیت های کتاب آشنا شود.یکی از خوانندگان مجله ما خواسته است از شما بپرسیم که چرا مشابه این کار را شما انجام نداده اید.؟
جواب:شاید ما هم انجام داده باشیم.فقط خدا میداند.!!

پ.ن: مترجم این کتاب رو با نام معبد سکوت به فارسی ترجمه کرده که از این جا میتونید ببینید.

نام کتاب:معبد سکوت
نویسنده:رید تی اسپالدینگ
مترجم:فریده مهدوی دامغانی
ناشر:انتشارات فردوسی
قیمت:6800

7
December
+ لينك