Ambition to Meaning فیلم شاخص پروفسور" وین دبیلو دایر" به تاریخ 5 ژانویه 2009 در نیویورک به روی صحنه رفت.فیلم سفری اکتشافی است به مسیری روحانی و پر معنا که به وسیله داستان های در هم آمیخته ای از یک بازرگان موفق , یک مادر که به دنبال کشف مسیر و هدف خود در جهان است و همچنین کارگردانی جویای نام.فیلم تلاش میکند تغییر "خود" را که قبلا به وسیله جامعه و پدر و مادر برای ما ساخته و تحمیل شده است به سمت " خود" ی که در مسیری روحانی قرار دارد و به جای به دست آوردن و اندوختن به خدمت و بخشش رهنمون میشود به نمایش در آورد.
وین دایر با ساخت این فیلم خواسته است که اهمیت نمرکز بر روی هدف و مقصود زندگی را نشان دهد.او قبلا حضور در فیلم "راز" را به دلیل اینکه احساس میکرد به اندازه کافی بر روی یک زندگی روحانی و پر معنا تاکیدی ندارد نپذیرفته بود.به علاوه اینکه فیلم وین دایر متفاوت از ساختار فیلم "راز" ساخته شده است و در آن از هنر پیشه گان واقعی کمک گرفته میشود.و حالت نمایشی فیلم را حفظ نموده است.کارگردان این فیلم برنده جایرهEmmy و یک کارگردان شناخته شده است.البته این نکته که آیا خود دکتر دایر هم در فیلم نقشی بر عهده دارد و یا اینکه به صورت حقیقی حضور پیدا کرده است مبهم است. دی وی دی این فیلم از تاریخ 13 ژانویه در سراسر جهان به فروش رسیده است.
وین دایر که نویسنده تعداد زیادی از پرخواننده ترین کتاب های معنا گرا و فرا روان شناسی و شخصیت در سراسر دنیاست در مورد اینکه چطور تصمیم به ساخت این فیلم گرفته است میگوید که اکنون که نزدیک به هفتاد سال دارم به هیچ عنوان احساس نمیکنم که نمیتوانم دنیا های جدیدی را کشف کنم.من هنوز هم معنقدم که میتوانم از اینکه کار جدیدی را شروع کنم به هیجان بیایم.
پ.ن: اگر میخواهید ویدئوی معرفی فیلم را با صدای خود دکتر دایر ببینید بر روی عکس بالا کلیک کنید.
یقه انگلیسی ..هیچ دقت کردید انگلیسی ها در بستن کراوات خیلی بیشتر دقت به خرج میدن تا امریکایی ها؟..کلا امریکایی ها اعم از رییس جمهورشون بگیر تا به پایین من دقت کردم دیدم همشون یه جورایی کراوات هاشون کج و کوله است و یا با یقه پیراهنشون نمیخونه..ولی این روزا که همگی ماشااله از طریق بشقاب* هایتان انگلیسی ها را بیشتر تماشا میکنید دقت کنید تا تفاوت را حس کنید:)
*بشقاب کلمه ای است که بچه های پایین شهر به آنچه شما میگویید "دیش" میگویند
ما ایرانی ها پیرو این مطلبی که قبلا نوشتم در مورد نژاد پرستی احمقانه ما ایرانیها امروز یه ای میل جالبی به من رسید از سایت کاریزماکو که مطالب خیلی جالبی روزانه ازشون دریافت میکنم از طریق میل.. که میخوام اینجا قسمتی از اون رو عینا قرار بدم..حتی اگه یه نفر بیشتر هم این مطلب رو بخونه و یه کم فکر کنه به نظر من یک گام به جلو برداشتیم
یک ملت دلال مسلکِ ناآگاه ، با آن حماقت آشکار در هنگام رانندگی یا توحش علنی برای برداشتن یک شیرینی از جعبه ی تعارفی یا شهوت عجیب برای قرار گرفتن در مقابل دوربین ، با رتبهی نخست جستجوی س-كس ... چرا باید در پی یک زمامدار رویایی باشد ؟
من پیشنهاد می کنم ملت هشت سال انتخابات را تعطیل کنند و اجازه بدهند هر کسی كه میآید همینجور ادامه دهد . بعد خودشان با حوصله این موارد را تجربه کنند :
اول : ایرانی ها لطفا روزی یک بار(یا دست كم یك روز در میان) حمام بروند.
دوم : ایرانی ها قبل از پرتاب فحش به بیرون ، دهانشان را ببندند و تا بیست بشمرند.
سوم : هر خانوادهی ایرانی هر روز یک روزنامه بگیرد ،حتی اگر شده یالثار-ات !
چهارم : هر فرد ایرانی تعهد کند که هر ماه یک کتاب تازه بخواند ... حتی خلاصه مبانی لوله کشی عمومی !
پنجم : رانندگان به جای فاصله ی بین شلوار و جوراب دختری در آن طرف خیابان به پنل داشبورد جلوی چشمشان نگاه کنند و سرعت از پنجاه کیلومتر در هیچ شرایطی تجاوز نکند.
ششم : همه به خودشان تلقین کنند که این كسی كه می خواهیم کلاهش را برداریم و شب برای عزیزمان هدیه ببریم ، خودش عزیزِ یک نفرِ دیگر است.
هفتم : ایرانی ها شبها با هر که دوست دارند، خانوادگی بیایند بیرون از لانه هایشان .. حتی برای پنج دقیقه نشستن در یک فضای سبز.
هشتم : به جای دوازده النگو خریدن و در دست انداختن ، یک دستگاه دی وی دی پلیر بخرند و شبها تلویزیون دولتی را از آمریکا گرفته تا ایران نگاه نکنند ... یک فیلم ببینند.
نهم : مردهای ایرانی یک بار برای همیشه قبول کنند که زنها ، جزو املاکشان نیستند و خودشان عقل دارند و عشق و رابطه و آشنایی ، بازی برد و باخت و فتح قلمرو دیگران نیست.
دهم : مردها تمرین کنند که رد عبور زنی را با نگاه شخم نزنند و زنان تمرین کنند که جواب سلام مردان را با خونسردی و لبخند بدهند چون به معنای ... نیست.
یازدهم : ورزشکاران ما بعد از باخت به رقیب تبریک بگویند و دهانشان را تا نیم ساعت بعد از هر باخت یا برد ببندند.
دوازدهم : ایرانیها به جای تمسخر شکل ظاهری سیاستمداران ، فکر کنند که ایراد واقعی کار آن شخص در کجاست.
سیزدهم : برای حسین فقط در (داخل) مسجد عزاداری کنند.
به نمایشگاه کتاب اگر می روند برای (کتاب) بروند.
به خیابان فرشته می روند برای (عبور) از خیابان فرشته باشد.
و در کل به هر قبرستانی می روند برای خاطر (همان قبرستان) باشد.
Ahmad Reza Fotovvat Ph.D
In Industrial & Organizational Psychology (IOP)
Managing Director of Charisma Consultant Psychological Institute (CCPI)
پ.ن:راستی این و این و این عکسها رو هم ببینید که در ابوظبی گرفته شدن:)
استیل یک حرفه ای عین این بچه کوچولوها دارم روز شماری میکنم که این کتابی که از آمازون خریدم کی میرسه دستم..خدا وکیلی نه اسمشو این دفعه میگم..نه محتویاتش رو!!..که تا نصفه ترجمه کنم برم ببینم تو ویترین کتاب فروشیها داغ داغ اومده تو بازار!!
پ.ن: یه ضرب المثل فانتزیایی میگه: اگه میخوای یه مترجم حرفه ای بشی...اول خودت رو حرفه ای معرفی کن:)
نیازمندیها ... در عشق قدم نهادن، کسی را مسلم شود که با خود نباشد، و ترک خود بکند و خود را ایثار عشق کند. عشق آتش است، هرجا که باشد جزاو رخت دیگری ننهند. هرجا که رسد سوزد و به رنگ خود گرداند... کار طالب آنست که در خود، جز عشق نطلبد . وجود عاشق از عشق است، بی عشق چگونه زندگانی؟
عین القضات همدانی
پ.ن:این آدم رو به اضافه حسین بن منصور حلاج رو نمیدونم چرا یه جور دیگه دوستشون دارم
پ.ن:همه جور اطلاعاتی در مورد عین القضات همدانی نیازمندیم...اعم از کتاب.. مقاله ..روزنامه..مجله...باطل شده..باطل نشده....و یا هرچی خارج از اینترنت..خونه دار و بچه دار..بدو بدو...
A Streetcar نمیدونم چطوریه که درست وسط امتحانا که میشه دلم میخواد فیلم ببینم..دلم میخواد کتاب های غیر درسی بخونم و یا غیره..این فیلم رو چند شب پیش دیدم..فیلمی است که اگه اشتباه نکنم به فارسی "اتوبوسی به نام هو-س"ترجمه شده..حالا علت اینکه چرا این فیلم رودیدم که محصول سال 1951 امریکاست و سالی ساخته شده که نه تنها من بلکه هنوز پدر من هم به دنیا نیومده بود و میتونم اطمینان بدم که در ایران که اصلا کسی نمیدونست سینما چیه و همه میرفتن شهر فرنگ نگاه میکردن..این بود که این فیلم جزو ده فیلم برتر تاریخ از لحاظ رومنس شناخته شده -البته من قبول ندارم-....ولی فیلم در شهر نیواورلین لوییزیانا که اتوبوسهای ریلی اون همیشه معروف بوده ساخت شده .فیلم سیاه و سفید هست و اولین فیلمی هست که من با بازی "مارلون براندو" دیدم.راستش با تمام این اوصاف داستان فیلم چندان داستان مهیجی نبود ..ولی خب با توجه به زمانی که اون ساخته شده در نوع خودش شاهکاره..نکته جالبی که در فیلم وجود داشت برای من لهجه خیلی بامزه هنرپیشه ها بود که نشون از تفاوت لهجه ها میداد که در طی زمان چه تفاوت هایی میکنه و این جدا از این مسئله هست که در جنوب امریکا مردم با یه لهجه صحبت میکنن و در شمال با یه لهجه دیگه..به علاوه لغاتی که در طی صحبت ها به کار برده میشد بعضی هاش امروز دیگه در فیلمای جدید استفاده نمیشه ..دقیقا مثه این که شما یه فیلم مربوط به چهل سال قبل سینمای خودمون رو ببینید و متوجه تفاوت ها بشید...راستش رو بخواین امریکا هرچه میگذره از محبوبیتش در بین مردم داره کمتر میشه..دیگه اون مدینه فاضله نیست..هر چه به قبل بر میگردیم..میبینیم که امریکا دهه هشتاد و هفتاد و هر چه به قبل تر بسیار جذاب تر بود تا به امروز.برای من که این طوریه..فضای دهه شصت و هفتاد امریکا رو خیلی بیشتر دوست دارم تا فضای امروزش رو..حتی با وجود اینکه تکنولوژی خیلی پیشرفت کرده..ولی اون روزگار امریکا جای بهتری برای زندگی بود تا امروز به نظر من.
یه زمانی یه شبکه ای رو میدیدم که فیلمای قدیمی امریکایی نشون میداد..اسم اون شبکه تی ان تی بود که بعدا پولی شد.. و قطع شد..فضای بسیار زیبایی داره این جور فیلم ها که خیلی دوست دارم..:)
Proud of you
--> + <--
مظلوم مامان امروز رفته بود هیئت اومده بود داشت با کسی تلفنی صحبت میکرد ..اون طرف میگفت امشب یعنی برای شب عاشورا هیئت نمیرن چون شب جوجه هاشون روخوب کباب نمیکنن..پارسال هم همه کباب هاشون خون افتاده بود.
پ.ن:خیلی جدی!!
چند تا نکته این روزا صحبت هایی در دور و نزدیک میشه که من هم به نوبه خودم میخوام که نظرم رو در مورد بعضی مسائل روشن کنم:
یکی اینکه تا زمانی که بشینیم به اعراب فحش بدیم که اعراب ماروبیچاره کردن و ما بهتریم و ما ایرانی هستیم و اونا سوسمار خور مطمئن باشید کاملا داریم به بیراهه میریم..هیچ قوم و نژادی به قوم و نژاد دیگه ای برتری نداره..بیایید فقط شعار ندیم از خودمون شروع کنیم..اگر حس میکنیم که به ماظلمی شده توسط ملتی بیگانه دلیل بر این نیست که اون قوم کلا باید نابود بشن....اگر اینطوری نگاه کنیم نادر شاه هم در جنگی که با هندوستان داشت خیلی خون ریخت..پس ما ایرانی ها همه انسانهای مزخرفی بایست باشیم..بنابراین..لطفا این دیدگاه ها رو دور بریزیم که حسین بد بود به این دلیل که من ایرانی هستم و اعراب به ایران حمله کردن و تمدن کوروش رو نابود کردن..!!!اینا همش باد هواست با اجازه شما..هر چه بوده اگر مدعی هستیم که کشته شدن حسین به ما ربطی نداره که در هزار و چهار صد سال پیش اتفاق افتاده..نبایست فراموش کنیم که کوروش کبیر و تمدنی که ایجاد کرد و البته !!نابود شد در دو هزار و پانصد سال پیش اتفاق افتاد....به نظر شما وقت اون نرسیده که امروز از خودمون شروع کنیم؟..اگه اعراب بد بودن یا خوب..این اتفاق افتاد..اونم نه امسال یا پارسال..چند صد سال پیش..امروز اگه ما عاشق تمدنی هستیم که کوروش ساخت..باید از خودمون شروع کنیم..و فحش و نفرین به اقوام دیگه هیچ چیزی رو درست نمیکنه..میدونین..داشتم فکر میکردم نژاد پرستی کلا بده..ولی برای جامعه ای که امروز هیچی از فرهنگ و تمدن در دست نداره-منظورم همین ایران خودمونه-خیلی زشت تر و در عین حال مضحک تره ..
و اما در مورد اینکه حسین خوب بود یا بد بود..یا اینکه به ما چه ربطی داره یا نداره و اینکه به ما چه که اون عرب بود وما عجم هستیم..و این صحبت ها. هر نظری داریم برای شخص خود ما محترمه..منتها این رو هیچ وقت فراموش نکنیم که ما به هیچ عنوان حق نداریم به عقاید دیگران توهین کنیم..و غیر از توهین حتی اجازه نداریم تو جامعه ای که هنوز عده کثیری از مردمش با اسم حسین و عقاید مذهبی شیعی دارن باورهای خودشون رو میسازن و بهش اعتقاد دارن نظر مخالف تلخ و تندی ابراز کنیم..ما همیشه حق داریم نظرمون رو بگیم..اما فراموش نکینم که اگر فکر میکنیم بت پرستی بده..به هیچ عنوان حق نداریم بتی رو از دست کسی بگیرم تا وقتی که خدای بهتری رو نتونیم به اون فرد معرفی کنیم..مساله وجود خدای بهتر نیست..مساله اینه که اون فرد چه قدرآمادگی پذیرش عقاید بهتر رو داره....به نظر شما این جامعه پیر از لحاظ دینی رو میشه یکروزه بهشون آمپول روشنفکری تزریق کرد؟....راستش من هم باورهایی دارم که اگه برای شما تعریف کنم همتون از تعجب شاید شاخ در بیارید..ولی...نه من..و نه هیچ کسی با هر عقیده ای حق نداره با عقاید کسی بازی کنه..نه به خاطر اینکه گناه داره و ممکنه ما به جهنم بریم..نه!!....بلکه به خاطر اینکه بد ترین شکنجه برای یک انسان اینه که عقاید ش و باورهاش رو ازش بگیریم...این مورد به حدی با اهمیت هستش که من به شخصه اگر در بین چند تا مسلمون بایستم خودم رو ملزم میکنم تا به آیین و رسومات مذهبی شون احترام بذارم..اگر بین بودایی ها قرار بگیرم همین طور ..همین طور اگر در بین قبایل افریقایی قرار بگیرم..هرگز به مراسمات خنده آورشون نمیخندم..و حتا برای احترام به عقاید اونها خودم رو ملزم به رعایت شئوناتی میکنم که اونها مقید به اون هستن....
و اما حسین از دیدگاه من:...حسین بن علی از نظر من همون طور که در پرچم ها این روزها میبینیم مظلوم بود..البته نه به خاطر اینکه یزید ظالم بود..بلکه مظلوم بود برای اینکه امتش این امت هستن..توجه شما رو به این جمله از شریعتی جلب میکنم که:
در شگفتم از مردمی که در زیر شلاق ظلم و ستم ، دم نمیزنند اما برای حسینی که آزادانه زیست و آزادمردانه شهید شد می گریند
سلام انجیر پیر ....وقتی در فانتزیا باران میبارد همه خندان تر میشوند..و من وگوزن و پرنسس به زیر باران میرویم..و کنار دریاچه مینشینیم..و به حلقه های گردی که باران میآفریند جذب تماشا میشویم..و به صدای باران به روی برگ درخت انجیر پیر گوش میدهیم..گوزن ..زمینی ها هم میتوانند صدای باران را بر روی برگ درخت انجیر تشخیص دهند؟..گوزن میدانند که بوی درخت انجیر با بوی سایر درختان فرق دارد؟..آه ای کاش بدانند..چه بویی دارد این درخت انجیر پیر..سلام آقای درخت!..روز بسیار زیباییست..میبینم که باران را جشن گرفته ای!..روزی پرنسس زیبا را به دیدار تو خواهم آورد..درفانتزیا که باران میبارد..هیچ کسی چتر در دست ندارد..کدام شمعدانی را دیده اید ..کدام شاه پسندی را ؟..کدام گرگی را ..کدام گوزنی را؟..و کدام پری دریایی را دیده اید که زیر باران چتر در دست بگیرد؟..به نظر میرسد..قوانین فانتزیایی با قوانین شما زمینی ها کاملا متفاوت است..

