دریاچه شورمست بعد از مدت ها به این دریاچه کوچولو و یا بهتره بگیم "آبگیر "رفته بودم..دریاچه شور مست در کوههای سواد کوه قرار داره و جای خیلی دیدنی ایه..و جون میده برای عکاسی .خود دریاچه فقط دیدنی نیست..بلکه تپه نوردی از مسیر هایی که عقل جن هم بهش نمیرسه هم اگه اهلش باشید و از پایین اومدن از شیب های چهل و پنج درجه و لیز خوردن و اینا هم میتونه یه روز هیجان انگیز رو براتون رقم بزنه..توصیه کردن رفتن به اینجا ها برای بعضیا جالب نیست و میگن شلوغ میشه و جاهای دنج لو میره و اینا.البته بایست بگم این مکان قبلا توسط ملت همیشه در صحنه آشغال ریز!..قبلا لو رفته و نمیدوم تا کی بایست حرص بخوریم از دست خودمون که چرا محیط به این قشنگی رو نمیتونیم تمیز نگه داریم واسه خودمون.در هر صورت به جای حرص خوردن چند تا از عکسای اینجا رو میذارم که ببینید.البته من الان هنوز خوابم میاد و میخوام برم بخوابم چون دیشب که دیر وقت رسیدم و صبح کله سحر هم رفتم سر کار....البته تو فیلیکر من هم میتونید همه این ها رو با توضیحات اضافه تر ببینید..
photos of the day
+گرگ پرنده
August
atefe--------------------------------------------------------------------------------------------------
ممنون:)
------------------------------------
یه دانشجوی فوق لیسانس برق که امروزرفت کانادا برای ادامه تحصیل ..بایست خاطر نشان کنم که اون اولین نفری بود که تو مینیبوس رقصید:)..از لحاظ روان شناسی تعداد علامت سوال های زیادی که تو استفاده کردی سوال دیگری رو به ذهن متبادر میکنه و جوابش هم اینه که شخص مذکور "پسر " بود مهدی جان..برو حالشو ببر
-------------------------------------
ممنون..با دالاهو رفتم..راستی اکو تور هم خیلی تعریفش رو میکنن.
---------------------------------------------------------------------------------------
هواش معرکه است دکتر ..سرخ آبادم خیلی وصفش رو شنیدم..ولی نرفتم..
سکوت و فریاد عشق
نویسنده:عباس خیر خواه
نشر آسیم
" از لحظه ای که چشم قلبم نور رو دید دل به تو بستم.من طلوع عشق رو با همه زیباییش در نگاه گرم تو دیدم.تو با چشمای افسونگرت منو جادو کردی .نمیدونم چرا عشقت دست از سرم بر نمیداره. تو دنیای منی .من بی تو هیچم. سخته که باور کنم منو از یاد برده ای لحظه های بی تو بودن طاقت فرساست.درد بی تو بودن درمون نداره چاره کار من تویی.شاید ندونی به خاطر تو چه حرفا که شنیدم و چه بلاها که دیدم.ولی همه رو به جون دل خریدم و دم نزدم.من از این که جوونیم به پای تو تباه شد پشیمون نیستم.در این ماتمکده سرد و بی روح احساس گنجشک های بی لونه رو دارم.دلم میخواد پر بکشم.شوق پروازم تویی.دلم بهونه تو رو داره.بیا و با دست های گرم و نجیبت مرهمی باش برای این دل بی قرارم."
قسمتی از نامه زنی به نام شیدا قهرمان داستان

