گرگ نقاش همون طور که پیداست من باز خونه هستم و دارم اینجا مینویسم..خب نشد برم سفر....در ظاهر هیچ دلیل قانع کننده ای وجود نداشت ولی در باطن یه وقتایی هست که دیگه تو بگو همین الان هواپیما پارک کردن دم در خونت فرش قرمزم پهن کردن که تو رو اختصاصن وردارن ببرن..اون وقت اگه من رو مودش نباشم نمیرم.دلیل منطقی امیدوارم کسی از من نخواد چون اصولا آدم منطقی ای نیستم.و همه چی بسته به اینه که من حال چیزی و داشته باشم یا نه..که در اکثر موارد حال هیچ کاری رو ندارم.مثل اینکه میخواستم برم یه کلاس نقاشی تا اینکه قبل از اینکه ایمان ملکی تماس گرفت یه خورده تمرین کرده باشم و نرم اونجا با دو متر قد بگه از من پرتره بکش..چشم چشم دو ابرو بکشم..خیلی طرح خوبی به نظر رسید ..بعدش هی امروز و فردا کردم و هی امروز و فردا کردم تا اینکه بعد از اون دفعه ای که گفتم رفتم ثبت نام کردم تو کلاسهای ایمان خان هنوز نرفتم..علتش هم یه چیزی بیشتر نمیتونه باشه ..
ولی بعدش یه جا خوندم که اگه میخوای یه نقاش خوب بشی اول باید هزار تا نقاشی بکشی و بعد باید هزار تای دیگه بکشی تا تازه بهت بگن نقاش..منم خب خدایی استعدادش رو دارم..یعنی از بچگی داشتم..ولی خوب خیلی وقته نکشیدم..به خاطر همین چند تا کتاب و مداد و اینا خریدم که تمرین کنم..البته نتیجه زیاد بدم نبود و کمی امیدوار شدم..ولی یه عکس رو یه بار مدل قرار دادم که عکس خسرو شکیبایی بود..بعد که تموم شد به نظرم خیلی شبیه شده بود..ولی رفتم یه دوش گرفتم و اومدم بیشتر به نظرم شبیه فرامرز قریبیان شده بود..ولی بدم نبود..لا اقل معلوم بود آدم کشیدم و این خیلی جای خوشحالی داره..دیگه اینکه من تکنیکا رو نمیدونم و لازمه باهاشون آشنا بشم..علاقه ای به خوندن کتابای آموزش طراحی ندارم و بایست یکی برام توضیحش بده ..البته تمرین و تمرین هم حتما میکنم..
موقعی که رفته بودم مداد و اینا بخرم از انقلاب نمیدونستم اسم این مدادا چیه و چی باید بگم..گفتم مداد طراحی میخوام..خانوم گفت همشونو میخواین؟..گفتم بله لطفا...چند تادخترم اونجا بودن و برگشتن منو نگاه کردن..فهمیدم زیادی تند رفتم..البته قبلا میدونستم مدادای "ب" نمیدونم شماره دار داریم و مداد کنته و اینا ولی یادم رفته بود.خانومه گشت و پیدا نکرد همشو..منم خیلی خونسرد گفتم که اشکالی نداره و اینا..همینا فعلا خوبه....بعدش میخواستم از این تخته های نگه دارنده بخرم که یه خورده چرخیدم هرچی فکر کردم اسمشو یادم نیومد و به خاطر دخترایی که اونجا وایستاده بون روم نشد بپرسم ..و نگفتم..بعدا اومدم خونه ..گفتم این تخته ها کوچیکن..برای اینکه بتونم کار درستی انجام بدم..بایست یه دونه از این بزرگاش که این مرد مو فرفریه تو کانال چهار داشت "باب راس"بخرم..بعدش جایی خوندم که برای شروع نقاشی رئال لازمه اول طراحی رو یاد بگیریم..بنابر این نه اینکه فکر کنید دارم خودم و خفه میکنم و صب تا شب طرح میکشم.نه بیشتر دارم نقاشی از این سایت و اون سایت نگاه میکنم و غبطه می خورم ..و اینکه خیلی هم علاقه دارم..برای خودم..دوست دارم نقاشی کنم..ولی خوب خوبه که آدم هر کاری رو اصولی و درست انجام بده..
پ.ن:اگه میبینید دیگه عکس های روزانه خبری نیست به خاطر اینه که عکس خوبی نمیبینم..به محظ اینکه ببینم و جالب باشه و به پست هم مربوط حتما اینجا میذارم تا ببینید و به قول همسایگان که تو خونه ما سرک میکشن و میرن تو وبلاگاشون غیبت ما رو میکنن..عکس میذاریم تا بیننده هامون زیاد شه از گوگل! اونم بیننده خارحی!..چون از گوگل نود درصد بیننده ها عمدتا خارجی هستن!.حالا من بیننده خارجی تو وبلاگ فارسی میخوام چه کار خدا علیمه!..اصلا فرض کنید این طوریه..من اینجا اون کاری که دلم بخواد انجام میدم..با طیب خاطر..یعنی شما راحت میتونید تو وبلاگتون پست حروم کنید درباره من بنویسید که فلانی عکس میذاره آمارش بره بالا..بره یا نره..دیگه این دوره ها رو ما تموم کردیم..به قول این سریاله..این چیزایی که واسه شما آرزوست واسه ما خاطره است.درسته اینجا کمتر از یکساله باز شده..ولی دیر زمانی ست ما خاک وبلاگستان خوردیم و این حرفا..
پ.ن:دیگه اینکه بدین وسیله اعلام میشود تا این لحظه من به هیچ یک از بستگان و خویشاوندان و همکاران و دوستان آدرس اینجا رو ندادم و خودشون یواشکی سرک کشیدن و پیدا کردن...بنابر این هر کدوم که اینجا رو بخونن حکمش مثه حکم کسیه که یواشکی تو حموم خونه مردم رو نگاه کنه...:)) ما اینجا پر و پاچمون بازه و ممکنه عکسای و نوشته های پرو پاچه باز ترم بذاریم..بنابراین حالا میخواین بخونید میخواین نخونید..:)
برا من که مهم نیست
تا فردا
July
--------------------------------------------------
از نظر من همه میتونن بخونن...
خاطرات درگوشی-----------------------------
:))
صباپیشنهاد کتاب:
جهان هولوگرافیک
نویسنده:مایکل تالبوت
ترجمه:داریوش مهرجویی
جهان ما و هرچه درآن است از قطره های باران و دانه های برف و درختان کاج تا شهابها و ذرات الکترونها و کوانتومها همه تنها تصاویر شبح گونه ای هستند از واقعیتی دور از دسترس که خارج از زمان و مکان بر ما فراتابیده میشود.نظریه هولوگرافیک بودن جهان نه تنها واقعیتهای ملموس زندگی ما را در بر میگیرد بلکه میتواند پدیده های حیرت آوری همچون تله پاتی -نیروهای فراطبیعی انسان- وحدت کیهانی- درمانهای معجزه آسا و ...را توضیح دهد.با خواندن جهان هولوگرافیک با جهانی روبرو میشویم که هر ذره آن ویژگیهای کل آن را در خود دارد و خواننده ایرانی بسیاری از مفاهیم متافیزیکی را که ریشه در فلسفه و عرفان شرق دارد.درقالب زبانی روشن و امروزی باز میشناسد.
پیشنهاد فیلم:
When Harry met Sally-1989
+
پیشنهاد موسیقی:
Chris Norman-wings of love
+
