دارم این روزا یه کاری میکنم که بیشتر لذت ببرم..مثلا نصفه شب میرم تو خیابونا یه دوستی رو از فرودگاه بر میدارم میرم شرق تهران و دوباره بر میگردم غرب تهران..یا مثلا رفتم ایمان ملکی رو دیدم و تو کلاساش رزرو کردم.

+Photo of the day

20
July

لذت و لذت و لذت! هر چقدر هم زياد باشند باز هم كمند!
ایمان ملکی
کیو؟؟؟؟؟؟؟؟؟
خاطرات درگوشی
خوش به حالت من وقتم کمه
فکر کنم تازه يادت افتاده که خودتم حق زندگي داري هوم؟؟؟
هی پسر ... اینجا چه جای قشنگیه برای خوندن و همچنین نوشتن ... وسیعه ... خوشرنگه ... یه جورایی آدم اصلا حوصله ش سر نمیره ...
رسوندن آدمها به مقصدشون مگه لذتبخشه ؟
---------------------------------------
آدم نبود..یه درخت بود



w1.jpg

سکوت و فریاد عشق
نویسنده:عباس خیر خواه
نشر آسیم

" از لحظه ای که چشم قلبم نور رو دید دل به تو بستم.من طلوع عشق رو با همه زیباییش در نگاه گرم تو دیدم.تو با چشمای افسونگرت منو جادو کردی .نمیدونم چرا عشقت دست از سرم بر نمیداره. تو دنیای منی .من بی تو هیچم. سخته که باور کنم منو از یاد برده ای لحظه های بی تو بودن طاقت فرساست.درد بی تو بودن درمون نداره چاره کار من تویی.شاید ندونی به خاطر تو چه حرفا که شنیدم و چه بلاها که دیدم.ولی همه رو به جون دل خریدم و دم نزدم.من از این که جوونیم به پای تو تباه شد پشیمون نیستم.در این ماتمکده سرد و بی روح احساس گنجشک های بی لونه رو دارم.دلم میخواد پر بکشم.شوق پروازم تویی.دلم بهونه تو رو داره.بیا و با دست های گرم و نجیبت مرهمی باش برای این دل بی قرارم."

قسمتی از نامه زنی به نام شیدا قهرمان داستان

/RSS ATOM EMAIL



Designed by shomalgan