the fool moon

چهاردهم هر ماه پنجره خونه رو سر یه ساعت مشخصی باز میکرد تا به ماه کامل نگاه کنه و نفس عمیقی بکشه..همسایه بغلی هم همچین عادتی داشت....دو سال گذشت..حالا قرص ماه هر شب کامل بود..و هردو هر شب برای دیدن قرص کامل ماه پنجره رو باز میکردن..تا از دیدن قرص ماه لذت ببرن و نفس عمیقی بکشن.و هیچ حرفی رد و بدل نمیشد..هر شب..راس ساعت میومدن ..تا فقط قرص ماه رو ببینن و نفس عمیقی بکشن....حالا سالها میگذره..دیگه یکی از اون پنجره ها باز نمیشه..گرگ پیر چشم هاشم خوب کار نمیکنه..روزی سه بار پنجره رو باز میکنه تا قرص کامل ماه رو ببینه و نفس عمیقی بکشه...ولی نور خورشید تو چشم میزنه و اشک از چشمای گرگ پیر جاری میشه.....

+photo of the day

29
June

آخي چه ناز بود...
چرا نمي تونم برات کامنت بگذارم؟؟؟
---------------------------------
اتفاقا همیشه دو تا یه شکل کامنت میاد ازت..من یکیشو پابلیش میکنم.:)..
متن جالبی بود! حالا مطمئنی میخواستن قرص ماهو ببین؟؟؟
قناری
نیم نگاهی رد و بدل شد...روشن بود و ساده...سلام و احوالپرسی..به اندازه ی شرط ادب!.....تو شکل خوشبخت ها ...او هم نمو نه ی کامل یک فلک زده! راهتان را کشیدید رفتید...بی امید دیداری..حتی...به اندازه ی شرط ادب!!!!
قناری
تو اگر به ناکجا آباد بخوانیم...با خاطری آسوده می آیم...که رسم برادری را می دانم که خوب می دانی......
قناری
راستی...هر گرگ سفیدی پیر نیست!.........سروشم اومده...خوابه الان! .... ولی نمی خواستم الان بیاد...الان که کنکورمو.... وقتی اشتباه کردی سخته یکی بیاد که بفهمه........اون می فهمه....................
عادله
تقصر خودشه خوب ! :دی
مینا
اومدم یه چیزی بنویسم ... بی خیال شدم :-دی
elham*
:(



w1.jpg

سکوت و فریاد عشق
نویسنده:عباس خیر خواه
نشر آسیم

" از لحظه ای که چشم قلبم نور رو دید دل به تو بستم.من طلوع عشق رو با همه زیباییش در نگاه گرم تو دیدم.تو با چشمای افسونگرت منو جادو کردی .نمیدونم چرا عشقت دست از سرم بر نمیداره. تو دنیای منی .من بی تو هیچم. سخته که باور کنم منو از یاد برده ای لحظه های بی تو بودن طاقت فرساست.درد بی تو بودن درمون نداره چاره کار من تویی.شاید ندونی به خاطر تو چه حرفا که شنیدم و چه بلاها که دیدم.ولی همه رو به جون دل خریدم و دم نزدم.من از این که جوونیم به پای تو تباه شد پشیمون نیستم.در این ماتمکده سرد و بی روح احساس گنجشک های بی لونه رو دارم.دلم میخواد پر بکشم.شوق پروازم تویی.دلم بهونه تو رو داره.بیا و با دست های گرم و نجیبت مرهمی باش برای این دل بی قرارم."

قسمتی از نامه زنی به نام شیدا قهرمان داستان

/RSS ATOM EMAIL



Designed by shomalgan