the fool moon چهاردهم هر ماه پنجره خونه رو سر یه ساعت مشخصی باز میکرد تا به ماه کامل نگاه کنه و نفس عمیقی بکشه..همسایه بغلی هم همچین عادتی داشت....دو سال گذشت..حالا قرص ماه هر شب کامل بود..و هردو هر شب برای دیدن قرص کامل ماه پنجره رو باز میکردن..تا از دیدن قرص ماه لذت ببرن و نفس عمیقی بکشن.و هیچ حرفی رد و بدل نمیشد..هر شب..راس ساعت میومدن ..تا فقط قرص ماه رو ببینن و نفس عمیقی بکشن....حالا سالها میگذره..دیگه یکی از اون پنجره ها باز نمیشه..گرگ پیر چشم هاشم خوب کار نمیکنه..روزی سه بار پنجره رو باز میکنه تا قرص کامل ماه رو ببینه و نفس عمیقی بکشه...ولی نور خورشید تو چشم میزنه و اشک از چشمای گرگ پیر جاری میشه.....
+photo of the day
June
---------------------------------
اتفاقا همیشه دو تا یه شکل کامنت میاد ازت..من یکیشو پابلیش میکنم.:)..
قناری
قناری
قناری
عادله
مینا
elham*
سکوت و فریاد عشق
نویسنده:عباس خیر خواه
نشر آسیم
" از لحظه ای که چشم قلبم نور رو دید دل به تو بستم.من طلوع عشق رو با همه زیباییش در نگاه گرم تو دیدم.تو با چشمای افسونگرت منو جادو کردی .نمیدونم چرا عشقت دست از سرم بر نمیداره. تو دنیای منی .من بی تو هیچم. سخته که باور کنم منو از یاد برده ای لحظه های بی تو بودن طاقت فرساست.درد بی تو بودن درمون نداره چاره کار من تویی.شاید ندونی به خاطر تو چه حرفا که شنیدم و چه بلاها که دیدم.ولی همه رو به جون دل خریدم و دم نزدم.من از این که جوونیم به پای تو تباه شد پشیمون نیستم.در این ماتمکده سرد و بی روح احساس گنجشک های بی لونه رو دارم.دلم میخواد پر بکشم.شوق پروازم تویی.دلم بهونه تو رو داره.بیا و با دست های گرم و نجیبت مرهمی باش برای این دل بی قرارم."
قسمتی از نامه زنی به نام شیدا قهرمان داستان
