زهر مار یه آدم لجن بهت میگه زهر مار.و تو ناراحت میشی...و یه کسی که تو دلته مدتی..یه روز یه چیزی میگه.. تو میخندی و بهت میگه زهر مار...و تو دنیا رو با اون فحش عوض نمیکنی
ببین تفاوت ره از کجاست تا به کجا؟..برین مژده گر جان فشانی رواست!..
بدون شک کلیوپاترا " زهر مار" رو دوست داشت....
+photo of the day
June
قناری-------------------------------------------------------------------------------------------------------
..کسی هنوز در غار تنهایی گرگ پرنده نیست آبجی کوچیکه
-------------------------------------------------------------------------------
..خیلیا به من فحش میدن..چه مهربون..چه نامهربون....ولی گرگ پرنده هنوز تنهاست..
atefe
سکوت و فریاد عشق
نویسنده:عباس خیر خواه
نشر آسیم
" از لحظه ای که چشم قلبم نور رو دید دل به تو بستم.من طلوع عشق رو با همه زیباییش در نگاه گرم تو دیدم.تو با چشمای افسونگرت منو جادو کردی .نمیدونم چرا عشقت دست از سرم بر نمیداره. تو دنیای منی .من بی تو هیچم. سخته که باور کنم منو از یاد برده ای لحظه های بی تو بودن طاقت فرساست.درد بی تو بودن درمون نداره چاره کار من تویی.شاید ندونی به خاطر تو چه حرفا که شنیدم و چه بلاها که دیدم.ولی همه رو به جون دل خریدم و دم نزدم.من از این که جوونیم به پای تو تباه شد پشیمون نیستم.در این ماتمکده سرد و بی روح احساس گنجشک های بی لونه رو دارم.دلم میخواد پر بکشم.شوق پروازم تویی.دلم بهونه تو رو داره.بیا و با دست های گرم و نجیبت مرهمی باش برای این دل بی قرارم."
قسمتی از نامه زنی به نام شیدا قهرمان داستان
