اندازه یه قلب
___Miss_you____by_DreeamyEyes.jpgمیدونی گوزن.. من بزرگترین شانسی که آوردم این بود که آدم نشدم وگرنه آدم بدبختی میشدم.چون لابد خیلی بایست ناراحت میشدم که چرا خونه این قدر گرون شده که نه نمیتونم بخرم نه اگه مثه آدما قصد مزدوج شدن رو داشتم میتونستم اجاره کنم.والا این آدمایی که من میبینم خیلی وضعشون خرابه .خب گناهی هم ندارن.چون آدما برای زندگی به یه سقف نیاز دارن ولی خوش به حال خودمون گوزن ..چون گرگا ازدواج نمیکنن..اصلا نمیدونن چی هست..اگه یه گرگ همراه رو ببینن و عاشقش بشن..تا آخر عمر با همن..تو یه غار تنهایی..من که زمستون تابستون زیر درختای فانتزیا میخوابم..یا میرم تو غار تنهایی.راستشو بخوای هیچ آدم صحیح و سالمی حاضر نیست بره تو غار زندگی کنه..فک کن !..اونم با یه گرگ!!.ولی جالبه چون تو و جانی و پروانه بر دست اومدین تو غار با من زندگی میکنین.جا برای کسی هم تنگ نیست..اتفاقا هر چی جمعیتمون زیاد میشه غار تنهایی منم بزرگتر میشه.....یا شاید چون شماها روحین جا زیاد نمیگیرین..یه جا خوندم روح رو میشه کرد تو یه قوطی..یه قوطی مگه چه قدر جا میگیره؟..اندازه یه قلب...


+photo of the day

23
June

قنااااااااری
سلام.وای من عاشق این عکسه شدم... نمیگید پروانه به دست کیه؟ مردم از فضولی خب! جمعه کنکور دارم:دی. دعام می کنید؟ راستی...روز مادر رو از طرف من به مامان گلتون تبریک بگین...
--------------------------------------------------------------------------------------------------------
..حتما دعا میکنم...و امیدوارم همون طوری که میخوای بشه و قبول شی...فارغ از اینکه نتیجه کنکورت چی بشه....مطمئنم تو تو زندگیت موفق هستی..چون هم باهوشی ..هم درسخون..بابت روز مادر هم حتما بهش میگم..خیلی هم ممنون...... تو هم روز مادر رو به مادر خوبت تبریک بگو :)
che axe lusi!
منم دلم قوطي ميخواد
میدونی گوزن به نظر من دوستی با این آقا گرگه که هی مره فانتزیا و بر مگرده اصلا به صلاحت نیست فکر کنم آخرش بیاد بخورتت تو هم که مثل شنگول و منگول یه مامان خوشگل و سفید مفیدبا دو تا شاخ تیز نداری که بیاد نجاتت بده پس حواست رو جمع کن!!!!!
-----------------------------------------------------------------------------------------------------------
....مشکل اینه که داستان شنگول و منگول(منگل!) رو آدما ساختن..برا همین به جای آغل.. گوسفندا رو آوردن تو کلبه( این روزا همه گوسفندا تو خونه زندگی میکنن تا آغل) نشوندن که ساعت به اون بزرگی داره..شاید به خاطر این که از بچگی به همه تلقین کنن که شما هام گوسفندیدن حالیتون نیست سم بز یا گوسفند با پنجه گرگ فرق میکنه.ما بایست یادتون بدیم..در ضمن فراموش نکن تو همین داستان شنگول و منگل تو دل گرگه بودن ولی زنده در اومدن بیرون..ولی اون بز نفهم شکم گرگه رو پاره کرد و توش سنگ گذاشت..در ضمن اون ننه سفید و شاخ دار نتونست نجاتشون بده..بلکه گرگه خورده بودتشون:).....مشکل دوم اینه که تو واقعا داری به یه روح سرخپوست پیر که زمانی رئیس یه قبیله سرخپوستی بزرگ بوده میگی که تو مامانت مثه مامان شنگول منگول نیست؟..:))..بازم هست..بسه یا بازم بگم؟
مینا
دکتری چه عکس خجملی گذاشتی :) من که می دونم تو آخرش آدم نمی شی :-دی
چقدر قشنگ گفتي... يه روح مگه چقد جا ميخواد؟! اندازه ي يه قلب!



w1.jpg

سکوت و فریاد عشق
نویسنده:عباس خیر خواه
نشر آسیم

" از لحظه ای که چشم قلبم نور رو دید دل به تو بستم.من طلوع عشق رو با همه زیباییش در نگاه گرم تو دیدم.تو با چشمای افسونگرت منو جادو کردی .نمیدونم چرا عشقت دست از سرم بر نمیداره. تو دنیای منی .من بی تو هیچم. سخته که باور کنم منو از یاد برده ای لحظه های بی تو بودن طاقت فرساست.درد بی تو بودن درمون نداره چاره کار من تویی.شاید ندونی به خاطر تو چه حرفا که شنیدم و چه بلاها که دیدم.ولی همه رو به جون دل خریدم و دم نزدم.من از این که جوونیم به پای تو تباه شد پشیمون نیستم.در این ماتمکده سرد و بی روح احساس گنجشک های بی لونه رو دارم.دلم میخواد پر بکشم.شوق پروازم تویی.دلم بهونه تو رو داره.بیا و با دست های گرم و نجیبت مرهمی باش برای این دل بی قرارم."

قسمتی از نامه زنی به نام شیدا قهرمان داستان

/RSS ATOM EMAIL



Designed by shomalgan