مه پاره

شیرین لبی شیرین تبار......مست و می آلود و خمار

مه پاره ای بی بند و بار......با عشوه های بی شمار

هم کرده یاران را ملول......هم برده از دلها قرار

مجموع مه رویان کنار......تو یار بی همتا کنار

زلفت چو افشان میکنی .....ما را پریشان میکنی

آخر من از گیسوی تو.....خود را بیاویزم به دار

یاران هوار مردم هوار.....از دست این بی بند و بار

از کف بدادم اعتبار.....می میزنم جام پیاپی میزنم

هی میزنم هی میزنم بی اختیار

+مرتبط

+مرتبط

P.S:"If the music be the food of love..play on!"--William Shakespeare

+photo of the day

21
June

عکس ات چه خوشگل بود



w1.jpg

سکوت و فریاد عشق
نویسنده:عباس خیر خواه
نشر آسیم

" از لحظه ای که چشم قلبم نور رو دید دل به تو بستم.من طلوع عشق رو با همه زیباییش در نگاه گرم تو دیدم.تو با چشمای افسونگرت منو جادو کردی .نمیدونم چرا عشقت دست از سرم بر نمیداره. تو دنیای منی .من بی تو هیچم. سخته که باور کنم منو از یاد برده ای لحظه های بی تو بودن طاقت فرساست.درد بی تو بودن درمون نداره چاره کار من تویی.شاید ندونی به خاطر تو چه حرفا که شنیدم و چه بلاها که دیدم.ولی همه رو به جون دل خریدم و دم نزدم.من از این که جوونیم به پای تو تباه شد پشیمون نیستم.در این ماتمکده سرد و بی روح احساس گنجشک های بی لونه رو دارم.دلم میخواد پر بکشم.شوق پروازم تویی.دلم بهونه تو رو داره.بیا و با دست های گرم و نجیبت مرهمی باش برای این دل بی قرارم."

قسمتی از نامه زنی به نام شیدا قهرمان داستان

/RSS ATOM EMAIL



Designed by shomalgan