من برای تو یک بستنی خرید" ولی" من خورد.
من برای من یک بستنی خرید "و" تو خورد.
+photo of the day
June
elham*--------------------------------------------------------------------------------------------------
هیچی تغییر نکرده..احتمالا کامپیوتر تو تغییر کرده:))..اینو هیچ کدوم نگفتیم..یه جمله فلسفیه ....هیچ کس هم منظور اصلی رو متوجه نشد:)داستان اصلی بستنی نیست..به کلمات بیشتر دقت کن
---------------------------------------------------------------------------------------------------------
سیروس جان مواظب نباشی..الان هم مادرت میزنه هم خانومتا..:))
----------------------------------------------------------------------
بستنی کی؟...تو میدونی من از این خارجیا نخوردم حالا هی سرکوفت بزن..:)
سکوت و فریاد عشق
نویسنده:عباس خیر خواه
نشر آسیم
" از لحظه ای که چشم قلبم نور رو دید دل به تو بستم.من طلوع عشق رو با همه زیباییش در نگاه گرم تو دیدم.تو با چشمای افسونگرت منو جادو کردی .نمیدونم چرا عشقت دست از سرم بر نمیداره. تو دنیای منی .من بی تو هیچم. سخته که باور کنم منو از یاد برده ای لحظه های بی تو بودن طاقت فرساست.درد بی تو بودن درمون نداره چاره کار من تویی.شاید ندونی به خاطر تو چه حرفا که شنیدم و چه بلاها که دیدم.ولی همه رو به جون دل خریدم و دم نزدم.من از این که جوونیم به پای تو تباه شد پشیمون نیستم.در این ماتمکده سرد و بی روح احساس گنجشک های بی لونه رو دارم.دلم میخواد پر بکشم.شوق پروازم تویی.دلم بهونه تو رو داره.بیا و با دست های گرم و نجیبت مرهمی باش برای این دل بی قرارم."
قسمتی از نامه زنی به نام شیدا قهرمان داستان
