گوزن فیلم میبیند

برید این فیلم زنها فرشته اند رو ببینیید..من و گوزن و سرو رفتیم دیدیم.چرند بود..ولی برید ببینید یه کم بخندید..جالب بود که اون لحظه هایی که مرد فیلم شکست میخورد خانوم ها مشعوف میشدن و دست و هورا هم میکشیدن..نمیدونم یه فیلم چه تاثیری واقعا میتونه رو آدما داشته باشه..ولی چیزی که میدونم اینه که آدما در چنین لحظه هایی خودشون رو تخلیه میکنن..یعنی جایی احتمالا تو زندگیشون از مردی شکست خوردن که اینجا وقتی میبینن این طور هورا میکشن و خوشحال میشن و دست میزنن..یه جنبه اش هم بر میگرده به اینکه اگر چند نفر باشین و یه صحنه رو ببینید.. تو بیشتر رفتارات افراطی میشن..یعنی اگر چند تا پسر تو خیابون با هم راه برن ..و یا چند تا دختر ..هیچ فرقی نمیکنه..پسرا و دخترا بیشتر جلی میشن که کارهایی رو بکنن که اگر تو تنهایی در همون موقعیت قرار میگرفتن..این به خاطر اینه که اون ها در چنین موقعیتی یه احساس امنیت بیشتری میکنن و دیگه نگاه از روشون برداشته شده و میتون بدون سان-سور خود واقعیشون رو نشون بدن..دلیل دیگه اش هم اینه که وقتی تو جمع هستی دیگه مسوولیت از گردن تو برداشته میشه و کسی تورو مواخذه نمیکنه واسه مسخره بازی..و اون رو به جمع نسبت میده..رو هم رفته من از بازی امین حیایی خوشم میاد همیشه... و نمیتونم بگم از شریفی نیا بدم میاد..شاید بد ترین بازی رو مهتاب کرامتی کرده..یه فیلم گیشه ای از نوع چیزی هست که تماشاگر دوست داره ببینه و بشنوه..بدون هدف و بدون معنای خاص..چیزی که باز جالبه اینه که تماشاگر همون چیزها رو هر روز تو زندگی عادی میبینه و نمیخنده..ولی چون اون حرکت رو فلان بازیگر مشهور کرده براش خیلی جالب میشه..حتی بعضی صحنه ها بود که خنده دار نبود..ولی بعضی احساس میکردن که وظیفه دارن بخندند واگر خنده شون نگیره حتما مشکل دارن..خیلی برام جالب بود..چون دفعه آخری که به سینما رفتم پارسال پیرار سال بود..برای همین رفنار جمع و گروهی که توش بودم برام جالب اومد :)

+داره بارون میاد..من برم فانتزیا..شما نمیاین؟

+Photo of the day

10
June

in az esmesh malume ke filme takhaiolie:D
من که وقت ندارم برم سينما:(
این فیلم رو ندیدم هنوز ... ولی به خاطر شریفی نیا هم که شده حتما میرم ببینمش ;) ...
من این فیلمو دیدم بیشتر به فیلمهای تهمینه میلانی بود ولی برای من که زیاد سینما میرم از خیلی از فیلمها بهتر بود پشیمون نشدم از دیدنش
khanooma hoora mikeshiiidan?!!!oh az un filmas ke man azab mikesham az khosh hali ye jamyiii ;)
تو توی سینما هم ول نمی کنی؟!! می ری پول می دی فیلم ببینی یا بری فانتزیا ! خب اون که مجانیه همیشه هم دم دستته، اون فیلم حیفه وسطش هی قطع و وصل می کنی !! ندیدم من این رو.می بینمش بعدا ! و راستی مرسی ! کلا ! :)
با نظرت راجع به رفتارهای جمعی کاملا موافقم . علی الخصوص نوجون هابیشتر اینجورین . من همیشه از این آدما انرژی می گیرم چون حس می کنم برای حتی لحظه ای هم که شده دارن زندگی می کنن! (خوش می گذرونن)
ای بابا... ما هم الافیم با این فیلما... (: اینا رو تو سینما نبینیم پس چی ببینیم.
قناری
خیسیه بارون رو حس می کنی؟! بوی خاک...اون جلو وایسادی بالای صخره ها..منم این پشت روی یه تنه ی بریده ی درخت نشستم و به آبشار زیر پامون خیره شدم...هوای مه گرفته ی اینجا رو با هیچ چی عوض نمی کنم...بلند میشم میرم لبه ی آبشار..از این بالا فانتزیا دیدن داره! سبزی جنگلاش تو خیسیه بارون از عمق هوای مه گرفته برق می زنه! بالهام خیسه خیس شدن...ببینم گرگ پرنده! اینجا با بالهای خیس هم میشه پرواز کرد؟!...گرگ پرنده؟!...بر می گردم ولی رفتی انگار! آهای گرگ پرنده....دل رو می زنم به دریا و خودمو پرت می کنم پایین! هوای سرد بارون خورده رو گونه هام سر می خوره ... از همه ی قطره های بارون جلو میزنم.... حس پرواز...سقوط آزاد....احساس بی وزنی...وای من دیگه برنمیگردم زمین....بالهامو باز می کنم و شروع می کنم به بال زدن............خدای من زندگی یعنی این.....بال می زنم و سرعت پایین اومدنم رو کم می کنم....دارم می رسم به زمین فانتزیا....رو چمنای خیس فرود میام...تقریبا محکم خوردم زمین ولی درد نداشت!بلند میشم دو سه بار محکم بال می زنم آب پرهام بریزه!!! بارون تموم شد! یعنی باید برگردیم زمین؟! راستی کجا گذاشتی رفتی گرگ پرنده؟! حتما رفتی پیش گوزن نقره ای....راه می افتم تو فانتزیا .... راستی! می خوام اسم غارمو عوض کنم! غار تنهایی یه جوریه! اسمشو بذارم غار مهربونی؟! آره اینو دوست تر دارم!!!
-----------------------------------------------------------------------------------------------------------
خیلی قشنگ بود قناری کوچولو:)
نه واقعا فکر میکنید میشه توسینمای ایران فیلم غیر چرند پیدا کنیم... خیلی معدود فیلمایین که حتی قابل تحمل باشن، مگر سینمای معنا گرا...
--------------------------------------------------------------------------
فیلمای معنا گرا رو دوست دارم..یعنی ..اگه خودم رو گول نزنم..فقط سینمای معنا گرا منو جذب میکنه..جالبه بدونی سینمای معنا گرا رو من از فیلمایی غیر از سینمای ایران شناختم:)



w1.jpg

سکوت و فریاد عشق
نویسنده:عباس خیر خواه
نشر آسیم

" از لحظه ای که چشم قلبم نور رو دید دل به تو بستم.من طلوع عشق رو با همه زیباییش در نگاه گرم تو دیدم.تو با چشمای افسونگرت منو جادو کردی .نمیدونم چرا عشقت دست از سرم بر نمیداره. تو دنیای منی .من بی تو هیچم. سخته که باور کنم منو از یاد برده ای لحظه های بی تو بودن طاقت فرساست.درد بی تو بودن درمون نداره چاره کار من تویی.شاید ندونی به خاطر تو چه حرفا که شنیدم و چه بلاها که دیدم.ولی همه رو به جون دل خریدم و دم نزدم.من از این که جوونیم به پای تو تباه شد پشیمون نیستم.در این ماتمکده سرد و بی روح احساس گنجشک های بی لونه رو دارم.دلم میخواد پر بکشم.شوق پروازم تویی.دلم بهونه تو رو داره.بیا و با دست های گرم و نجیبت مرهمی باش برای این دل بی قرارم."

قسمتی از نامه زنی به نام شیدا قهرمان داستان

/RSS ATOM EMAIL



Designed by shomalgan