یه شب مهتابی بهش بگو من از اون دیگه آسمون آبی نمیخوام.
.دلم هم دیگه طاقت وقتای بی تابی رو نداره.
.من از اون فقط یه شب مهتابی میخوام
..یه ساحل دریا میخوام.
.یه بوته تمشک میخوام.
.گلهای کاغذی میخوام.
یه گرگ هم گریه میخوام
..تا خود صبح زوزه کشون.
.باد بزنه .
.موهاشو هی تاب بزنه
ستاره ها سوسو زنون.
.تو ماسه ها دست ببرم.
.گلها چراغونی کنن
..نا محرم ها نباشن.
.اون آدما نباشن....
من باشم و گرگ سفید.
بهش بگو...همه آرزوهامو به یک حباب میدم
فقط یه شب مهتابی میخوام
June
Silence
no one!----------------------------------------------------------------------------------------------------------
I m no body who are you?..if you are nobody then we are two:)
قناری
قناری----------------------------------------------------------------------------------------------------------
ممنون قناری که گرگ پرنده رو به فانتزیای خودت راه دادی..فانتزیات رو تعریف کن...هر چه بیشتر بگذره تو یه سرزمین بزرگتر و بزرگتر ساختی..اولش یه بیابونه..تو با تخیلت اون رو میسازی..ببینم چه میکنی قناری :)
----------------------------------------------------------------------------------------------------------
من تو رو درستت میکنم مهدی:)
سکوت و فریاد عشق
نویسنده:عباس خیر خواه
نشر آسیم
" از لحظه ای که چشم قلبم نور رو دید دل به تو بستم.من طلوع عشق رو با همه زیباییش در نگاه گرم تو دیدم.تو با چشمای افسونگرت منو جادو کردی .نمیدونم چرا عشقت دست از سرم بر نمیداره. تو دنیای منی .من بی تو هیچم. سخته که باور کنم منو از یاد برده ای لحظه های بی تو بودن طاقت فرساست.درد بی تو بودن درمون نداره چاره کار من تویی.شاید ندونی به خاطر تو چه حرفا که شنیدم و چه بلاها که دیدم.ولی همه رو به جون دل خریدم و دم نزدم.من از این که جوونیم به پای تو تباه شد پشیمون نیستم.در این ماتمکده سرد و بی روح احساس گنجشک های بی لونه رو دارم.دلم میخواد پر بکشم.شوق پروازم تویی.دلم بهونه تو رو داره.بیا و با دست های گرم و نجیبت مرهمی باش برای این دل بی قرارم."
قسمتی از نامه زنی به نام شیدا قهرمان داستان
