سرد میشه و گرم میشه

سرد میشه و گرم میشه..تب و لرز؟..هیچ نشونه سرما خوردگی نیست..فقط بی حالم و شل و وارفته...
داشتم فکر میکردم اگه من پیر بشم چه کسی از من مراقبت خواهد کرد؟..لاجرم همه خواهند رفت دنبال زندگی شون و من تنها میمونم...هیچ میدونستید وقتی مریض میشی نیاز به توجه بیشتر اطرافیان داری؟..من نمیدونستم..

پ.ن:خب بالاخره این آقا مهدی ما هم به جمع وبلاگ نویس ها اضافه شد..با بک گراندی که ازش سراغ دارم به زودی یکی از وبلاگ های پر بیننده رو خواهد ساخت.

8
May

قرار نیست تا اخر عمر تنها بمونی .
شاخه شکسته
اجازه بی اجازه ما، ردیف خنده هایمان شکسته است...پی گلایه ایم، هور مزد سرزمین ما، از ازدحام هرزگی به غم نشسته است...زیر بار بی عدالتی در این دیار دست های کودک نزاده پینه بسته است! در التهاب زخمی زمین، کوچه باغ های بندگی.ز عطر تلخی شراب مست و خسته است.....خدا کجاست ذوالفقار حضرت علی؟!؟ کجاست آن عدالتی که دم زدی؟! .......................هنوز نیمه کارست! می گم ذوق دارم باور نمی کنی!!!!
-----------------------------------------------------------------------------------------------------
استعداد تو در شعر گفتن شگفت آوره..واقعا زیباست..کامل شد حتما برام بفرست..ممنون
بابت کتابا ممنون همچنین دعوتنامه پر بیننده یا کم بیننده بازم شما راهنمای مائی
-------------------------------------------------------------------------
چاکریم
شاخه شکسته
سلام! من عقده ای شده بودم یه چیزی گفتم شما چرا جدی میگیری؟! پس هنوز شعر ندیدی که به این چرندیات میگی استعداد فوق العاده! بیخیال من فقط دنبال یه مسکّن می گردم! قلبم گرفت.............................................
نیاز به محبت خیلی بیشتر میشه، تازه وقتی یکی درکت نمیکنه زودی ادم گریه ش میگیره! :((
گاهی گرم و سرد شدن ناگهانی برای طلب تنوعی در زندگی ایی یکنواخت است.. به عنوان یه تجربه شخصی می گمش.