افشاری خوانی

یه خانوم مسن یه خانوم جوون..هر دو چادری..خانوم جوون صحبت نمیکنه..خانوم مسن که معلومه سواد درست و درمونی نداره.صحبت میکنه..چی میخوای مادر؟...برا دخترم اومدم..برا ثبت نامش..مرد با تعجب نگاه میکنه..چه مقطعی؟..دکترا !..و هنوز دختر سرش رو پایین انداخته و صحبت نمیکنه..چون مادرش آوردتش که ثبت نامش کنه..

پ.ن: مرد را دردی اگر باشد خوش است؟ .چه کسی را خوش است؟....درسته که درد بی دردی علاجش آتش است..ولی درد که اینجوری نیست یه نیشتر به خودت بزنی..خودش میاد..خودشم میره؟..بره ..نره..ولی خوش است؟..اصلا ما که چیزی بارمون نیست ..حال میکنیم..عشق است..بذار شناور باشیم.......

+افشاری

پ.ن:اون نیمکت تو عکس قبلا رزرو شده..گوزن رفت زود تر رزروش کرد..بیخود براش نقشه نکشید..به شعاع ابدیت قرق شده..توسط گوزن و گرگ پرنده..آدما رو راه نمیدن..هر جونوری هستید میتونید بیایید ..فقط آدم نباشید..چون دم در تابلو زده..ورود آدمیزاد ممنوع..احتمالا به خاطر اینکه آشغال پرت میکنن.نمیدونم

اینم یه عکس ایدالیستی و آرمانگرایانه از گرگ پرنده

22
May

hata marmolaka ro ham rah midin?!
-----------------------------------------------
بله:)
انسان گرگ انسان است عزیز *** فریاد که در رهگذر آدم خاکی بس دانه فشاندند و بسی دام تنیدند
چرا دروغ بگم شاهین جان حقیقتش موندم از ناهار به بعد رو عشقولانش کنم یا جنایی پلیسی یا ترکیبی از این دو یا اصلم طحی نو در اندازیم !!! خلاصه این شد که کار نیمه کاره مونده اگر چیزی به ذهنت میرسه کمکی نکته ای اندیشه ای بما برسان که بدجوری گیر کرده ایم
---------------------------------------------------------------------------------------------------------
عشقولانه اش کن استاد..عشقولانه اش کن