در مورد آدلف هیتلر گفته شد که او هرگز نمیتوانست زنی را دوست بدارد.زیرا او هیچ گاه نمیتوانست به کسی اعتماد کند.او هرگز به هیچ زنی اجازه نمیداد که در اتاق او بماند.هرگز.چرا؟و این به آن معنی نبود که او با هیچ زنی رابطه نداشت.او با زنان رابطه داشت ولی او هرگز به هیچ زنی اجازه نمیداد که شب ها در اتاقش بماند.کسی چه میداند؟شاید آن زن او را مسموم کند.شاید او جاسوس باشد.او ظرفیت دوستی نداشت.او یکی از تنها ترین انسان های دنیا بود.اگر نتوانی عشق بورزی.اگر حتی نتوانی به زنی اعتماد کنی.البته که همیشه در ترس و پریشانی(Paranoia)بی دلیل به سر خواهی برد.او نتوانست در تمام عمرش ازدواج کند.زیرا اگر با زنی ازدواج کنی باید به او اعتماد کنی.آن وقت او با تو خواهد بود.البته او با زنی ازدواج کرد.ولی درست قبل از این که مرتکب خود کشی شود سه ساعت قبل از آن..وقتی که او تصمیمش را گرفت که خودکشی کند.ازدواج کرد.حالا دیگر ترسی وجود نداشت.دیگر آن زن چه کاری میتوانست بکند؟هیتلر از قبل تصمیم به خودکشی گرفته بود.پس حالا ازدواج کردن منطقی به نظر می رسید.مشکلی وجود نداشت.از آن کاری بر نمی آمد.فوقش این بود که او را مسموم کند.او خودش میخواست که خودش را مسموم کند.دیگر نیازی به ترسیدن نبود.مرگ آمده بود.او سه ساعت قبل از مرگش ازدواج کرد.نیمه شب کشیشی را از خواب بیدار کردند و به زیر زمین محل اقامت هیتلر آوردند.کشیش نیمه خواب به نوعی ترتیب ازدواج را داد.هیچ دوستی در مراسم ازدواج حاضر نبود.بستگان هم حضور نداشتند.فقط چند نگهبان مسلح بودند.پس از ازدواج او چه کرد؟آیا با همسرش مهرورزی کرد؟نه.آنان هر دو خود کشی کردند.این تنها کاری بود که او پس از ازدواج انجام داد.شاید او میخواست کسی او را در مرگ همراهی کند.پس ازدواج کرد.

راز2-ص 130

پ.ن:شاید او میخواست کسی او را در مرگ همراهی کند

پ.ن:دوستان خوبم نهال و سانجون لطف تون رو هیچ وقت فراموش نمیکنم.ممنونم.

پ.ن:دوست خوبم سارا فیلمی رو در وبلاگش پیشنهاد کرده که شما میتونید به صورت آنلاین ببینید.از دستش ندید...فیلم مفهومی بسیار جالبی بود.

+عکس

13
April

Silence
""شاید او میخواست کسی او را در مرگ همراهی کند""... مي گن...""مرگ دسته جمعي عروسيه...""... اما...
------------------------------------------------------------
اره به خدا..هم مرگ دو نفر با هم عروسیه....هم عروسیه دو نفربا هم مرگه
man ba hamye inha hitler ro hamishe dust dashtam. adamaye mostabedi ro ke ye donia ro be ham mirizan adamaye jalebi baiad bashan! vali dar morede in tars ham behesh hagh midam.zanha tars daran;) rasti emailet ro baram bezar ta barat ketabhaye ke scan mikonam ro befrestam!emailam ro ke man gozashtma inja.
---------------------------------------------------------------------------------------------------------
راستش منم ته دلم همین احساس رو دارم..دو بار احساس کردم هیتلر رو دوست دارم.یه بار وقتی فهمیدم نقاشی میکرده..یه بارم وقتی تو این کتابه خوندم که به خانوما اعتماد نمیکرده:))اسمایلی بدجنسی
خاک تو سرش که نتونست ظریفترین موجود دنیا رو حس کنه.
-----------------------------------------------------------
صادق جان میدونم که عالم تاهل مصایب های خودش رو داره..درکت میکنم..:))
خواهش داريم بسيار بالاخره ما يه همكار و هم اينترنتي ! كه بيشتر نداريم . قربونت.
این مطلب خیلی روم تاثیر گذاشت.... ترجیح میدم فکر کنم تا چیز دیگه ای بگم...