مارچ یعنی پرواز ماه مارچ تو راهه..ماه مارچ ماه منه.ماهیه که من فقط دوست داشتم تو ایوون اون خونه قدیمی بشینم و به آبی آسمون و ابرای کومولوس نگاه کنم.دیگه نمی فهمیدم کی زمان میگذره..چون تا ته آسمون خط سفید هواپیمایی رو که قرار بود منو ببره به سرزمینای دور دنبال میکردم..اون قدر خوش باور نبودم که خیال کنم یه روزی اون هواپیما که داره از جای دور میاد و به سرزمینای دور میره قراره بشینه رو سقف خونه ما و منو ببره..اما اون قدر به قول آدما اعتماد داشتم که بتونم آینده ام رو تو ذهنم بسازم و اسم شهرها و خیابوناش رو هم از حفظ بشم..ماه مارچ حالا دیگه اون معنا رو نداره..ماه مارچ حالا معنای یه آینده تباه شده است..چیزی که سوخت شد و رفت..حالا هر وقت خط سفید هواپیما ها رو تو آسمون میبینم به همه میگم این نور خورشید اشک چشم آدم رو در میاره..
پ.ن:تصویر امروز را ببینید.
پ.ن:خسته ام.شاید بمیرم.
پ.ن: جمعه ها غروب به بعد تا شنبه ها آخر شبش..کابوسه منه...
پ.ن:
گفتیم رموز زندگی را با تو
فریاد مکش
سکوت کن
تند مرو
خر باش
مبین مفهم
چیزی مشنو
اینجا پنج است...حاصل دو با دو
March

