اینجا فانتزیاست...

...در فانتزیا دیشب جشن ستارگان آسمان پایین بود...گوزن بود....ستارگان بودند...آسمان...گرگ پرنده بود...ماه بود...گرگ چشمانی باز..گوزن چشمانی بسته....دستهایم به آسمان گشودم..دست راستم بو به گمان......دستانم سبز سبز...ستارگان مینگریستند...گوزن در کنار آتش...با چشم بسته آواز میخواند.....مانترا بگو گوزن من...گوزن من به یاد می آوری یا نه؟...چشمهایت را نگشودی ...ولی بینا تر از گرگ ...پر میگشودی...و ستارگان چه نزدیک....سقف آسمان در آغوشمان.....دستان سبز.....به آسمان سلام میکردند....تو چای مینوشیدی.....و چه بسیار آواز میخواندی....آوازی غریب...آوازی...که ستارگان را به گریه میانداخت..و ناتالیا تعجب کرد...و تو میدیدی....گرگ نبود...گوزن نبود....آب نبود....باران آمد..گوزن من.....چه زیبا بود.....

پ.ن:نوشته هایی که در چارچوب فانتزیا نامه جای میگیرند..به صورت کاملا فی البداهه و در حین مراقبه تجربه میکنم..و گاهی آنها را یاد داشت میکنم......اگر می بینید که چند کلمه با فاصله های طولانی و نامفهوم پشت سر هم ردیف میشوند...به خاطر این هست که اون چه که من در حین مراقبه و آرامش تجربه میکنم قابل توصیف نیستند ..و درقالب کلمات نمیگنجند...گاهی لازم میشه در اتاق رو ببندم....چون از شدت شعف و خوشی و سرور زیاد در اون لحظه ها اشک از چشمام جاری میشه و ممکنه این حال با دیدن دیگران از بین بره و اونها را متعجب و یا نگران کنه...من چه توضیحی مبتونم در مورد فانتزیا و گوزن نقره ای به طور مثال به مادرم بدم؟...هیچی..بنا براین..این وبلاگ با نام فانتزیا..و برای فانتزیا ساخته شد...اگر چه.. ممکن است این کتگوری..یعنی فانتزیا نامه برای عده ای از شما نا مفهوم باشه..برای من تمام دلیل ایجاد این وبلاگ هست.

پ.ن:چند روزی بود در به در دنبال این آهنگ فوق العاده میگشتم تا نسخه اصلیش رو پیدا کنم..و از اونجایی که چیزی نیست که من نتونم تو نت پیدا کنم:) بالاخره پیداش کردم..البته به کمک گوزن نقره ای...این یعنی چی بماند..مهم اینه که من این آهنگ رو پیدا کردم..و شما هم میتونید نسخه کاملش رو بشنوید..اسمش رو نمیگم تا سور پریز باشه:)تو قسمت موسیقی امروز میتونید بشنوید.

پ.ن3:تصویر امروز رو ببینید.

موسیقی امروز رو بشنوید:(برای مدیتیشن توصیه میشه)

15
March

با دیدن عکس خوشگلی که لینک‌اش رو دادی، یه لحظه احساس کفشدوزک بودن بهم دست داد!
میشه در مرد نحوه مراقبه تون کمی توضیح بدید؟
in gavazne noghreye shoma baiad kahili chize ajibi bashe!!! fantesialand e to ye jur neverland hast dige! baz ham khube ke zehniatet in hame to ro mitune por kone
----------------------------------------------------------------------------------------
not a neverland.. but ..it s better to say ...a never the end story...and also an Ever land!!...instead....and..if you can imagine anythin...it means it s a truth..



w1.jpg

سکوت و فریاد عشق
نویسنده:عباس خیر خواه
نشر آسیم

" از لحظه ای که چشم قلبم نور رو دید دل به تو بستم.من طلوع عشق رو با همه زیباییش در نگاه گرم تو دیدم.تو با چشمای افسونگرت منو جادو کردی .نمیدونم چرا عشقت دست از سرم بر نمیداره. تو دنیای منی .من بی تو هیچم. سخته که باور کنم منو از یاد برده ای لحظه های بی تو بودن طاقت فرساست.درد بی تو بودن درمون نداره چاره کار من تویی.شاید ندونی به خاطر تو چه حرفا که شنیدم و چه بلاها که دیدم.ولی همه رو به جون دل خریدم و دم نزدم.من از این که جوونیم به پای تو تباه شد پشیمون نیستم.در این ماتمکده سرد و بی روح احساس گنجشک های بی لونه رو دارم.دلم میخواد پر بکشم.شوق پروازم تویی.دلم بهونه تو رو داره.بیا و با دست های گرم و نجیبت مرهمی باش برای این دل بی قرارم."

قسمتی از نامه زنی به نام شیدا قهرمان داستان

/RSS ATOM EMAIL



Designed by shomalgan