سال 3733 ایرانی

فردا و پس فردا روزهای پایانی سال هستن و بانکها به شدت انتظار میره که شلوغ باشن....پارسال روز آخر سال رو تا فرداش یعنی بیست و نهم تو بانک بودم..یعنی تا پنج صبح فرداش....امسال هم این جور که بوش میاد همینه..شایدم بدتر..البته پارسال از لحاظ رسیدن به خونه مشکل نداشتم..چون یه رنو پنج قدیمی داشتم که اون رو هم داستانش رو بعدا براتون تعریف میکنم.خیابونها خیلی خلوت و خوب بود...با سرعت صد تا تو بلوار کشاورز میرفتم تازه اون موقع صبح این قدر رانندگی بهم چسبید که دوست داشتم تو همه خیابونای تهران ویراژ بدم..از بس که خلوت بود..کلا نوروز رو باید تو تهران موند به نظر من..چون همه جای ایران شلوغه به جز تهران..هم رانندگی میچسبه..هم هوا خیلی بهتره..ولی یادمه که پارسال برای ورود به اصفهان و شیراز مردم تو صف بودن و ترافیک زیادی در ورودی های شهرهای توریستی بوده..من که عید امسال هیچ جا نمیرم و سعی میکنم نوروز رو تهران باشم..چون هیچ جا تهران نمیشه..برای مسافرت بهترین فصل یکی پاییزه...یکی هم اردیبهشت ماه...در هر صورت امسال ماشین ندارم و نمیدونم اون موقع شب چه جوری بایست تا خونه بیام...در هر صورت اگر فردا و پس فردا احیانا چراغ اینجا خاموش بود بدونید کجا هستم..ولی برای روز بعدش و روزهای بعد حتما هستم و تبریک نوروز رو در پستی جداگانه حفظ خواهم کرد...

پ.ن:راستی این سایت امرداد یه گاهنامه(تقویم) طراحی کرده که با وارد شدن به سایتشون میتونید دانلود کنید..البته منم اینجا تو کتابخونه گذاشتمش..به نظرم رفرنس جالبی شده..یه نگاهی بهش بندازید

پ.ن:یادتون نره..برای مراقبه نیاز نیست حتما یه جا سیخکی بنشینید و چشماتونو ببیندید...شما در حال قدم زدن ..در حال چای خوردن..در حال غذا خوردن..و حتی در حال استحمام و هر حالی میتونید مراقبه کنید...به شرطی که در لحظه باشید و لذت ببرید و به چیزی غیر از اون لحظه فکر نکنید..به قول اشو بزرگترین معجزه در لحظه زیستن هست..کلا مراقبه انواع و اقسام مختلفی داره که با تحقیقاتی که من انجام دادم و اساتید مختلفی که داشتم..فقط ذن به چندین شاخه و روش مختلف انجام میشه..ولی هدف همگی یکیه و در وهله اول برای من و شما که آدم عادی هستیم همین کافیه..

پ.ن: تصویر امروز رو ببینید

موسیقی برای مدیتیشن:بشنوید

Gheorghe Zamfir
Pan Pipes
Harps or Flutes
Los Indios Paraguayos
El Condor Pasa

16
March

رانندگی...اون موقع شب جالبه... خلوت...مخصوصاً اگه هوا خنک هم باشه...بشه شیشه رو پایین داد... به پدال فشار داد...عبور باد خنک رو توی موها حس کرد...
---------------------------------------------------------------
دقیقا!
یادمه سال 79 درست 12 ساعت قبل از تحویل سال در اتوبوس راهی منزل بودم. همون اتوبوسی که من سوارش بودم یکهو ایستاد . البته با یک ترمز ناگهانی... فکر میکنی چه اتفاقی بوده بود.؟ ... مردی در حالی که از بازار برمی گشت با کلی میوه و شیرینی و خریدهایی که کرده بود برای سفره هفت سین در زیر اتوبوس ما له شده بود.. از اون لحظه تا امروز در روزها و ساعات قبل از تحویل سال بیشتر با مرگ احساس نزدیکی میکنم... ______________ پ.ن:چطور میتونم با عکس رصد خانه عمر خیام در یک سایت خارجی احساس غرور کنم در حالی که حس میکنم در همین لحظه چه بچه هایی در ایران در حال یتیم شدن هستن. _________ پ ن: من هم 12 روز قبل از عید سال 70 پدرم رو از دست دادم
----------------------------------------------------------------------------------------------------------
واقعا حادثه ای بدی بوده اول سال نو...و همین طور به خاطر پدرت متاسفم دوست من..خدا رحمتشون کنه..فقر ..بیچارگی..و بدبختی برای کودکان در سراسر دنیا وجود داره..ولی اگر تو سر حال نباشی چطور میتونی به اونها کمک کنی؟..تو باید شاد باشی..تا بتونی شادی رو به اونها هم تزریق کنی..سلامت باشی تا به اونها کمک کنی...خندان باشی..تا بتونی روح پدرت رو شاد کنی.درست میگم؟
ax ro dust dashtam! ziad kolan saghf tuye ax chize khubie:d sale no pishapish mobarak
----------------------------------------------------------------------
منم همین طور فکر میکنم..سال نو شما هم مبارک دوست من..
The picture is extraordinary
-------------------------------------
thanks ...yap...I think so
که اینطور!!! پس من و صادق عید میام پیشت!
--------------------------------------------
باشه..حتما بیاین...:)