The Plan
The plan

یادش به خیر یه روزی یکی از همکارام منو داشت با ماشینش میرسوند خونه و بین راه یه خانومی رو هم سوار کرد که اونم همکارم بود و داشتن در مورد امتیاز و اینا صحبت میکردن با هم که من چیزی سر نمیاوردم..بعد که دیدن برام جالبه گفتن که اگه بخوام میتونن برای من هم توضیح بدن.من گفتم چی رو؟.گفتن بیا به این آدرس تا بهت بگیم..ما یک گروه هستیم با هم کارهای خوب خوب میکنیم.منم فکر کردم که حتما یه جور ان جی او تشکیل دادن یا مثلا میخوان برای فقرا اعانه جمع کنن و اینا.گفتم باشه..میام..راس ساعت به اون آدرس که خونه اون خانوم بود رفتم..و یکی جلوم نشست و توضیح میداد.قبلا در موردش شنیده بودم..اون روزا خیلی داغ بود.اگه اشتباه نکنم حدود سه .یا چهار سال پیش بود..بلافاصله بدون اینکه به فالو آپ نیاز داشته باشم یک میلیون و نیم پول دادم و عضو شدم به سرعت باور نکردنی شدم یکی از لیدر های دست شون..البته..دست بالای دست بسیار بود و من به دلیل ماجرای عاطفی و عشقولانه ای که تو سیستم پیش اومد مجبور شدم که ترکش کنم..اگر چه این سیستم برای من جواب نداد .ولی چیزایی در اون یاد گرفتم که هرگز فراموش نمیکنم.من در این سیستم با آدمای بزرگی برخورد کردم که جز فداکاری چیزی ازشون ندیدم..لیدر های بالا دست من همه انسانهای با فرهنگ و تحصیل کرده ای بودند .که از همین جا به همشون پیغام عشق و درود میفرستم...از با هم بودن متداوم با این انسان های بزرگ که تعدادشون خیلی زیاد بود..در این سیستم چیزی رو تجربه کردم که در هیچ جای دیگه ایران نمیتونم اون رو ببینم و پیدا کنم واون چیزی نبود جز کار گروهی!.همدلی بین اعضای گروه برای رسیدن به یک هدف مشخص.یکرنگی و صداقت و خیلی چیز های دیگه..همون طور که گفتم من خیلی زود از سیستم جدا شدم علی رغم اینکه خیلی براش زحمت کشیده بودم.درسته که از این سیستم از لحاظ مالی با توجه به زحمتی که براش کشیدم نتونستم نتیجه مالی بگیرم به دلیلی که گفتم.ولی خیلی خاطرات خوبی از اونجاهایی که رفتم و دیدم و با هم بودناش دارم که هرگز فراموش نمیکنم.

پ.ن:اگر به عنوان یک لیدر بازنشسته کوئست از من بپرسین که امروز بریم عضو بشیم یا نه.. باید بگم نه!..چه خوشتون بیاد و چه بدتون بیاد این سیستم و سیستم های مشابه نت ورک مارکتینگ که نیازهای اصلی مردم رو نمیشه به وسیله اونها برای مردم تامین کرد تو ایران ما دیگه جواب نمیده..علاوه بر آبجکشن های بسیاری زیادی که هم اون موقع و هم الان بهش وارد هست.دیگه نت ورک مارکتینگ تو ایران باید شکل های جدیدی رو معرفی کنه که کارایی خودش رو بتونه به مردم نشون بده..مثل این که تویوتا به شما که فروشنده خرده پای اتوموبیل هستید بگه به ازای فلان قدر فروش تویوتا به شما یه تویوتا داده میشه و این شامل همه فروشندگان میشه..نت ورک مارکتینگ بر خلاف اون چه که دولت اون روز ها تبلیغ میکرد یک هیولا نبود..بلکه فرصتی بود برای اینکه ما ببینیم چه قدر آمادگی داریم تا به دنیای مدرن متصل بشیم.همین.

پ.ن:امروز داشتم کمدمو مرتب میکردم یه چیزایی در مورد نت ورک مارکتینگ پیدا کردم که عکسشونو گرفتم گذاشتم تو پیکاسا...


8
February

فكر كن. من ديوونه هم عضو يكي از اين گروهها بودم. آخه يكي نيست بگه تو كه وقتشو نداشتي بيخود كردي رفتي و پولت رو هم هدر دادي. بايز تو يه چيزي ياد گرفتي، من اونم ياد نگرفتم. حالا فقط كافيه يكي از اين آدما حرفشو جلوي من بزنه، همونجا دارش ميزنم ...
شاعر
salam.nemidoonam koja.vali motmaenam ye jaii didametoon...addetoon kardam...chera enghad chehratoon ashnast?!!!
نمیدونستم همکاریم! منم دقیقاً حال شما رو در این باره دارم.
معتقدم اين شكل بازار يابي يك سيستم مدرنه اما براي يك كشور مدرن . هرچيزي كه تبديل بشه به نوعي تب ! حتما عارضه و بيماري پشتش هست كه بايد جلوش رو گرفت. نتورك ماركتيك در اقتصاد بيمار و پر از بيكار ايران تبديل شده بود به يك تب كه باعث شكست خيلي ها مي شد .
يه مدتي بود هر كدوم از دوستام و ... تماس مي‌گرفتند و قرار مي‌ذاشتن كه همديگه رو ببينيم مي‌پرسيدم ببخشيد جريان اين هرمي‌ها و ... نيست كه؟ بعد خيليا جواب مي‌دادن نه واسه ما فرق مي‌كنه. حساب كن دوستي بعد از n سال اصرار كرد همديگه رو ببينيم بعد اين جلسات مسخره كه البته نرفتم.