The fellowship

در کار زمانه عقل در میماند
میگردد و خلق را میگرداند

بدعهدی روزگار و دل بستن تو
این هر دو مرا چه سخت میگریاند.

س.گ


پ.ن:city_of_prague_philharmonic

پ.ن:تصویر امروز

22
February

مرسی شاهین جان
baran
تودريايي و من موجي اسيرم...كه مي خواهم در آغوشت بميرم... بيا درياي من آغوش بر كش...نمي خواهم جدا از تو بميرم
يه بوس كوچولو
تصوير امروزت فوق العاده بود ...
قناری
سلام.شاد باشید.یاحق
سلام. آپ شدم
كفتند دوست داشتن انتظار کشيدن است باورم نشد. گفتند دوست داشتن خون دل خوردن است باورم نشد . گفتنـــــــد دوست داشتن جدايي است باورم نشد . گفتنـــد دوست داشتن رنج کشيدن است باورم نشد . حالا که تو را دوست دارم همه چيز باورم ش