کوچولوهای عزیز
داشتم وسایلم رو مرتب میکردم که دفتر نقاشیم رو که مربوط به کلاس پنجم دبستانم بود پیدا کردم.چند تا نقاشی جالب توش پیدا کردم که یکیش این بود.میدونین این آقاهه چی داره میگه؟..داره میگه کوچولوهای عزیز میتونن بعد از راهیان نور برنامه های خودشون رو ببینن!!.
از این نقاشی چند نکته مستفید میشود:یکی اینکه کوچولوهای عزیز اون موقع مجبور بودن قیافه کریه این مجری درب و داغون رو تحمل کنند..اگر فکر میکنید هنر این جانب بد بوده بایست به استحضار تان برسانم من همیشه نمره نقاشیم بیست بود!.بنابراین و از آنجایی که همیشه خدا ترکیب ریش و عینک فقط یه ترکیب مستعد نقاشی بوده.. بنده این کار را کاملا رئال کار کرده ام..فقط کاملا شبیه به اصل بوده..طی تماسی که با باستان شناسان گرفتم آنها نیز بدین نکته صحه گذارده اند.نکته دوم اینکه کوچولوهای عزیز مجبور بودند اون موقع اول از همه این آقا رو با این قیافه نخراشیده تحمل کنند بعد تازه راهیان نور(!!!) را..و سپس برنامه های خودشون را.اگر من میگم ما نسل سوخته ایم.به خاطر این دردهاست.حالا میفهمم چرا ما اون موقع ها از دیدن انریکو و گالنی و فرانچی و حنا و دکتر ارنست لذت میبردیم..چون لااقل چهر ه هایشان بویی از انسانیت برده بود..نکته دیگری که از این نقاشی مستفید میشود این است که اینجانب آن موقع تحت تاثیر کلام آقا قرار گرفته و در ذهن کودکانه خود چندین بار تکرار نموده ام تا نقاشی تمام شود تا بتوان داخل نقاشی آن را جای دهم..تا چنین روزی سندی بر سوختگی نسل خودم داشته باشم.
حالا تازه کجاشو دیدید.این قدر نقاشی های مسئله دار از خودم پیدا کرده ام که اصلا اینجا جای گفتن و نمایش این آثار نیست.:)
پ.ن:خب عقاید یک دلقک هم تمام شد و رفتم سراغ این کتابی که می بینید تو ساید بار هست.توصیه میکنم بخونیدش.
پ.ن1:کوچولوهای عزیز بعد از راهیان نور میتونن تصویر امروز رو ببینن.
پ.ن3:موسیقی برای مدیتیشن:بشنوید
February
Ali
يه بوس كوچولو
شاهين
نویسنده:جولیا فیتز جرالد
مترجم:هادی عادل پور
در واقع این کتاب داستانی از واقعیت قرون وسطی است.نویسنده به طور مستند اوضاع اروپای قرن هجدهم را بررسی میکند.در نتیجه ضعف حکومت ها و ظلم ها و ستم های طبقه حاکم,دزدان دریایی اروپایی سواحل کشورهای اروپایی را مورد یورش قرار می دادند و دختر هاو پسرها را می ربودند و آنها را در بازار برده فروشان الجزایر و قسطنطنیه میفروختند.اما آنچه مهم است راه و روش این دزدان با برده هاست که نویسنده آن را به طور مفصل شرح میدهد, دخترها روانه حر-مسراها میشدند و پسرها ا-خته میشدند تا در حر-مسراها مورد استفاده قرار گیرند....در سال هزار و پانصد و نود و یک در ویتنبرگ هیاتی مسیحی تشکیل شد تا بررسی کنند که آیا زنها اصلا جز انسانها به شمار میروند و یا خیر؟...کتاب حر-مسرای سلطان کتابی معمولی نیست.بلکه تاریخ قسطنطنیه و حوزه مدیترانه در قرن هجدهم است.
