Hissss

اون موقع هایی که دبیرستان میرفتیم با بچه ها عکسای ممنوع زیاد نگاه میکردیم....نمیدونم شما هم از این کارا کردین یا نه..ولی اون موقع ها در عنفوان !جوونی خیلی میچسبید اگه میتونستی یه چند تا یا حتی یک عکسه یواشکی از چیزهایی که تابو بودند وهستن ببینی..اصولا بنی بشر از رمز و راز خیلی خوشش میاد.یه زمانی هم تو هارد کامپیوترم یه سری عکسای یواشکی داشتم که بایستی حتما و حتما یواشکی می دیدمشون..اینقدر این کار سری بود که از برنامه های سیا و اف بی آی هم سری تر بود و تو هفت تا فایل نا مربوط و با نام های بی ربط تر و اون هم با نهان کردن فایلها و تمام فولدرهاش ..به قول دوستان تو هفت تا بغچه قایمشون میکردم..الان دیگه همچین احساساتی ندارم .کمابیش برای خیلی از پسر بچه ها از این چیزا بوده و هست..علتش هم به خاطر اقتضای سن و این هاست..الان دیگه لطفی برام نداره که بدن بدون پیراهن خانومی رو تو عکس ببینم به عنوان نمایش و حراج و این برنامه ها..ببینم که چی بشه؟..دیگه شاید حتی حالم هم از دیدن بعضی از این جنس عکسها به هم میخوره تا بخوام چیزی رو توش کشف کنم برای خودم..نمبدونم متوجه منظورم میشین یا نه..ولی تا اونجا که میدونم تمامی آدمها یه همچین سیری رو چه در کوتاه مدت و یا چه در بلند مدت داشتن..الان اگه دیگه تو اینترنت گردی ها و استامبل کردن هام به طور تصادفی چیزی تو این مایه ها ببینم زود از روش رد میشم..چون دل به هم زنه برام..ولی مثه همه مردا همچنان ...

توضیح بسه.!!

.تمام این روضه هارو خوندم که بگم بعضی از عکسها یه جور فلسفه پشتشون خوابیده...بعضی عکسها حتی اگه تصاویر بدون پوشش باشن عرفانی هستن..و آدم رو می برن فانتزیا..یه جورایی به قول دوستان یه حس فرآگاهی به آدم دست میده و آخرین چیزی که شاید آدم بهش فکر کنه ..و یا شاید هم اصلا بهش فکر نکنه بدن و سسکه(شما درست بخونیدش!).

نه مثه اینکه هنوز نگفتم جریان چیه!

والا جونم بگه یه چند وقت هست یه عکسی رو سیو کردم از یه جایی که خدایی یادم نمیاد از کجا..که خیلی برای من مفهوم داره..بعضی چیزا رو باید دید..گفتنی نیستن..هر وقت خواستم بذارمش اینجا تا شما هم ببینین دستم رو عقب کشیدم و گفتم برداشت نامناسبی در موردش نشه..یا شایدم نمیخواستم این راز و رمز و به قول خودم عکس یواشکیم رو لو بدم..

ولی در هر صورت با تمام این توصیفات..من از اونجایی که دید مذهبی به هیچ چیز ندارم و دیدگاههای مخصوص خودم رو دنبال میکنم..از دیدن این جور عکسها واهمه ای ندارمو به بهشت و جهنمش هم کاری ندارم ..هرچند این عکسی که میخوام نشونتون بدم خودش مفهومی از فانتزیاست برای من..ولی در نهایت تصمیم گرفتم به شما هم نشونش بدم..اگر شما خوشتون نمیاد بدن یه خانوم غریبه رو ببینید یا مذهبی هستید یا در هر صورت خوشتون نمیاد از این جنس عکسها..نبینید..اما اگر دیدید حتما نظرتون رو بگید خیلی برام مهمه بدونم در موردش چی فکر میکنید و اولین چیزی که به ذهنتون میرسه چیه؟..

اولین چیزی که در مورد این عکس به من تداعی شد این کلمات بودن که از ذهنم گذشتن و منو میخکوب کردن..به طوری که چند دقیقه مبهوت بودم..و فکر میکردم..

فانتزیا-رهایش-آزادی-بی ذهنی-فنا- حضور.-اکنون-حس-زیبایی- شکوه- رهایش-رهایش
مدام این کلمات رو با خودم تکرار میکردم..

یه نکته جالبم اینه که معمولا برای این پست ها کسی کامنت نمیذاره و چیزی بروز نمیده.ولی من دعوتتون میکنم که اگر عکس رو دیدید حتما نظرتون رو بگید.

برای عکس امروز پیشنهاد میشود ببینید

برای تمرکز بیشتر روی عکس امروز موسیقی نمیذارم.

پ.ن:چه قدر صغری کبری چیدم :)

27
February

اولین چیزی که به ذهنم رسید "ترس" بود! راستی! اونجوری ها هم که می گفتی نبودا!
آزاده
راستش همچین توضیحاتی که دادی یه خورده آدم ترسیده شد که یعنی چه عکسی میخوای نشون بدی یه جورایی کنجکاوی آدمی رو همراه با ترس تحریک کردی نگاه اول خشکم زد یاد آزاده رهایم افتادم در آب که نشان از پاکی داره و زلال تر از همه آبهاوپاکی هاو روشنی هاست....
اووووووووهه این همه گفتی که اینو نشون بدی! : ))
شاهین عزیز! شما رو به یه بازی وبلاگی دعوت کردم. خوشحال میشم در این پروژه کمک کنی: http://www.blognevesht.com/1386/12/09/keoproject/
دوست خوبم سلام. این عکست من رو به جایی برد که هیچ اسمی نمیتونم روش بذارم. آپ هستم. به امید دیدار
موقع مدرسه فکر می‌کردن که من آنتن هستم، برای همین هیچوقت عکسای یواشکی‌شان را به من نشان نمی‌دادند. این عکس را هم که دیدم "تخته زیرپایی" به ذهنم اومد. همانقدر صاف و محکم!
من هم فکر می‌کنم یک سری (مسلما نه همه) از عکس‌های به ظاهر اروتیک، دید هنری خیلی قشنگی پشتشه. البته زاویه‌ی دید بیننده هم خیلی مهمه! بعضی ازین عکس‌ها رو اگر کوچکترین دید هنری داشته باشی، نمی‌تونی تحریک‌کننده یا به اصطلاح سکسی ببینی! یک نمونه‌اش هم همین عکس!