It was pouring in Fantasia last night

تا حالا شده تو بیداری خواب ببینین؟..من در طول روز بیشتر از اینکه تو موقعیت باشم تو فانتزیام....امروز میدونین چه خوابی دیدم؟..خواب دیدم رو سرم به جای مو شکوفه های سفید دراومده..منم جورابای قرمز پام بود..تعبیرش چیه؟

دیگه اینکه یه آلبوم تمبر پدرم داشت که توش پر از تمبرهای فوق العاده ارزشمند رو آرشیو کرده بود..صفحه اول رو که باز میکردیم اون قدیما تا ببینیم یه تمبر بود مربوط به بزرگداشت نوروز..که یه درخت گل بود که گلهای زرد مثه شکوفه های درخت سیب و یا گیلاس داشت..شکوفه های ریز و بسیار زیبا.....من با دیدن اون تمبر همیشه میرفتم فانتزیا..الان که گفتم شکوفه یاد اون افتادم..چند روزه دارم میگردم دنبال آلبوم تمبره.هنوز پیداش نکردم..حتما پیداش میکنم و اون تمبر رو نشونتون میدم.

پ.ن:برای تصویر امروز پیشنهاد میشود ببینید
برای اینکه بتونید همه عکسها رو ببینید به قسمتPortfolio سایتی که لینک دادم برید ..

برای موسیقی امروز پیشنهاد میشود بشنوید:
the last time I cried

25
February

قناری
سلام...خوب باشید... کاش سازم می شکست! این ساز شکسته اش خوش آهنگ تر است...یا حق
salam mamanoon ke omadi bazam soraghe dustaie ghdimit bia fe;lan
سلام. در مورد مکتب مولانا با ید بگم من همیشه توی اون مکتب هستم. اهل دل می بینن. نیاز به حضور فیزیکی نیست. هر وقت یه شعر جدید میگم توی بیداری خواب می بینم. با شعری از خودم آپ هستم . به امید دیدار