Happy birth day 28 years old vir-gin
با خریدن یه اسکنر تونستم تقریبا بسیاری از عکسام رو دیجیتالی کنم که از بین نرن..چون دارن کم کم عتیقه میشن.عکس بالا مربوط میشه به جشن تولد سه سالگی من:)
عکس دیگه ای هم دارم که مربوط به کمتر از یک سالگیمه که از اینجا میتونید ببینید.
این عکس هم حدود یکی دوساگیم باید باشه..به همراه دوتا برادرم.
برای اینکه فکر نکنین الانم همین قدریم یه عکسی که سال هشتاد چهار تو کیش گرفتم رو اینجا میذارم.تا ببینید چطور میشه یه کوچولو بشه یک متر و هشتاد و شش و خورده ای:)
پ.ن2:آرزوی قبل از فوت کردن شمع:(هرچند کیکی وجود نداره)آرزو میکنم سال آینده دیگه ویر-جین نباشم :))
پ.ن:بابت تبریکاتون ممنون.
February
آزاده
tutu
يه بوس كوچولو
قناری
سکوت و فریاد عشق
نویسنده:عباس خیر خواه
نشر آسیم
" از لحظه ای که چشم قلبم نور رو دید دل به تو بستم.من طلوع عشق رو با همه زیباییش در نگاه گرم تو دیدم.تو با چشمای افسونگرت منو جادو کردی .نمیدونم چرا عشقت دست از سرم بر نمیداره. تو دنیای منی .من بی تو هیچم. سخته که باور کنم منو از یاد برده ای لحظه های بی تو بودن طاقت فرساست.درد بی تو بودن درمون نداره چاره کار من تویی.شاید ندونی به خاطر تو چه حرفا که شنیدم و چه بلاها که دیدم.ولی همه رو به جون دل خریدم و دم نزدم.من از این که جوونیم به پای تو تباه شد پشیمون نیستم.در این ماتمکده سرد و بی روح احساس گنجشک های بی لونه رو دارم.دلم میخواد پر بکشم.شوق پروازم تویی.دلم بهونه تو رو داره.بیا و با دست های گرم و نجیبت مرهمی باش برای این دل بی قرارم."
قسمتی از نامه زنی به نام شیدا قهرمان داستان
