..میگوید: با امام رضا کاری نداری؟.گفتم: وقتی زنده ها کاری نمیتوانند برای من انجام بدهند..از مرده ها چه توقعی میتوانم داشته باشم؟.کار من به جایی رسیده است که هر روز از زنده ها دور میشوم و به سرزمین های خیالی پناه میبرم.شاید او دیگر مرا شناخته است.با دنیای مردگان کاری نمیتوان داشت..مگر ندیدی چشماهایشان بسته است از هر چه خوب است و بد؟.زنده ها چه قدر دورند.یا شاید من دورم.این فاصله را چه پر خواهد کرد؟

حالا دیگه تو رو داشتن خیاله
دل اسیر آرزوهای محاله
غبار پشت شیشه دیگه رفتی
ولی هنوز دلم باور نداره
...

25
January

ببينم تو حالت خوبه ؟ ( البته خودم افتضاح ترم .. سردرگمي داره ديوونم مي كنه مي دوني فقط يه جرقه مي خواد كه منفجر شم ... فعلاً خوشبختانه آرومه اوضاع ) حالا منو فرض كن توي شلوغي ِ آخر سال كارآموز اوردن ور دل من ِ بدبخت مي شينه و با نهايت خريت نمي دونم چه جوري حالي ِ طرف كنم ... خيلي اوضاع بي ريخته .. وحشتناك
اونی که یه روز شاعر بود!
kare ma nist shenasaiie raze gole sorkh... kare ma shayad in bashad ke dar andoohe gole sorkh shenavar bashim... کوچک تر که بودم هر بار که چیزی گم می شد... گره ای می زدند به طنابی... پارچه ای.. هر چیز که دم دستشان بود... می گفتند پیدا می شود! همیشه خندیدم به مردمی که به گره ای ناچیز متوسل می شوند برای پیدا شدن گم شده هایشان... ولی یک بار امتحان مرا نیز به آنها پیوند زد به انها که به گره ای ناچیز متوسل می شوند! و مهم نیست که بخندند دیگران! انها که حتی یک بار هم به گره ای کوچک متوسل نشده اند! مهم نیست چه بگویند مهم این است که دیگر کمتر چیزی گم می شود !
يه بوس كوچولو
اشتباه ميكني شاهين جان. بعضي مواقع معجزه فراتر از اوني كه تو فكرشو ميكني عمل ميكنه ربطي به مرده و زنده هم نداره. آدما خودشون دنياي خودشونو ميسازند. اگه دوري و از هر چي بدور، فقط خودت ميتوني به خودت كمك كني. سعي كن خودتو زيادتر از ايني كه دوست داري، دوست داشته باشي
مينا
آهنگ هاي ايراني گوش مي كني دكتر!!! به مامانت بگو واسه منم دخيل ببنده... شفا بگيرم :-دي
من کارش دارم.



w1.jpg

سکوت و فریاد عشق
نویسنده:عباس خیر خواه
نشر آسیم

" از لحظه ای که چشم قلبم نور رو دید دل به تو بستم.من طلوع عشق رو با همه زیباییش در نگاه گرم تو دیدم.تو با چشمای افسونگرت منو جادو کردی .نمیدونم چرا عشقت دست از سرم بر نمیداره. تو دنیای منی .من بی تو هیچم. سخته که باور کنم منو از یاد برده ای لحظه های بی تو بودن طاقت فرساست.درد بی تو بودن درمون نداره چاره کار من تویی.شاید ندونی به خاطر تو چه حرفا که شنیدم و چه بلاها که دیدم.ولی همه رو به جون دل خریدم و دم نزدم.من از این که جوونیم به پای تو تباه شد پشیمون نیستم.در این ماتمکده سرد و بی روح احساس گنجشک های بی لونه رو دارم.دلم میخواد پر بکشم.شوق پروازم تویی.دلم بهونه تو رو داره.بیا و با دست های گرم و نجیبت مرهمی باش برای این دل بی قرارم."

قسمتی از نامه زنی به نام شیدا قهرمان داستان

/RSS ATOM EMAIL



Designed by shomalgan