Happy new face...

خب سال 2008 هم آمد..خب آمد که آمد... که چه؟..اصلا چرا تبریک بگویم؟ مثلا سالهای شمسی که نو میشوند چه اهمیتی دارند که سالهای میلادی؟ یک سوالی که من همیشه داشته ام این است که نمیفهمم چرا سال جدید را تبریک میگویند؟ برای من تبریک گفتن به معنای عربی آن از قبیل اینکه برکت و روزی شما زیاد شود نیست.فکر نمیکنم شما هم وقتی چیزی را به کسی تبریک میگویید مفهوم برکت را در ذهن داشته باشید.مردم وقتی به هم تبریک میگویند لبخند هم میزنند که من باز نمیفهمم یعنی چی؟..لبخند زدن همیشه خوب است.ولی اینکه مثلا سالی نو شود آیا تبریک گفتن دارد؟ یا بنشینیم یک لیست آرزوهای دیگری هم بنویسیم اضافه کنیم به سالهای قبل؟.چند از نفر از شما لیست آرزو ها دارید؟.آرزو کنیم که در سال جدید چه کار کنیم؟.مگر سالهای قبل چه اتفاق خارق العاده ای در زندگی 90 درصد ما افتاده که بخواهیم فضای بیشتری از ذهنمان را اختصاص به آرزوهای بزرگ و کوچک دیگری هم بدهیم؟ مفاهیم ساختگی مثل نو شدن زمان و سال نه تنها کمکی به ما نمیکنند بلکه فقط استرس ما را زیاد میکنند.مفاهیمی که هیچ حقیقتی ندارند.مفاهیمی که اصلا مفهومی هم ندارند.

دیگر اینکه درست وسط این امتحانات چه قدر دلم هوای دیدن تئاتر را کرده.هر روز با حسرت دقیقا از جلوی تئاتر شهر رد بشوی یک جور هایی دچار زخم معده فرهنگی میشوی:)

چه قدر خوب میشد به یک تعطیلات میرفتم.تصمیم دارم که بعد از امتحانات هر تعطیلی و بین تعطیلی را به مسافرت بروم.واقعا؟(عمرا)..خودم هم تعجب کردم.یه شدت عاشق مسافرت هستم نه از آن دست مسافرت های شلوغ و پر سر و صدایی که با اتوبوس و تور های جور واجور راه میفتند و میزنند و میرقصند..آدم این حرف ها نیستم.بیشتر سفر های ساکت و خلوت را دوست دارم.از آن دست سفرهایی که به آن چیزهایی که میخواهم میتوانم تنهایی فکر کنم...بهتر بگویم.به دور از این همه هیاهو یک خلوت و سکوت میخواهم.

این هم احساسات متناقضی را در من بر می انگیزد که به کسی احتیاج داری تا تنها نباشی و به شدت به سمت تنهایی فرار کنی.این از بچگی همراه من بوده.کم کم دیگر خو گرفته ام با این تنهایی.دیگر تنهایی انگار تنها نیستم..تمام فی ری ها و گوزن نقره ای و دوستانم هستند.همیشه عاشق فیلم داستان بی انتها بودم که قهرمان داستان میرفت و سرزمین فانتزیا رو از دست پوچی نجات میداد.خیلی باهاش همذات پنداری میکردم.کاری که همین الان من دارم با سرزمین فانتزیای خودم انجام میدم.این هم از بچگی به یاد گار مانده.زمانی که هیچ دوست صمیمی برای خودم نداشتم بیشترین دوستان را داشته ام! دوستانی از سرزمین فانتزیا.اگر پیاژه اینجا بود حتما میتوانست مراحل رشد مرا یک به یک روان شناسی کند.آن قدر از انسان ها دور بوده ام که دیگر به آنها و بودنشان عادت ندارم..فانتزیا را به نحوی دوست دارم که اگر کسی کمترین توهینی یا تمسخری به آن بکند انگار خانه امن مرا خراب کرده باشد.البته من معتقدم هر کسی به یک غار تنهایی نیاز دارد..االبته الان چند وقتی هست که دارم تمرین میکنم تا الفبای با مردم بودن و دوست شدن را بفهمم که موفق شدم یک دوست خیلی خیلی صمیمی برای خودم داشته باشم و چند تا دوست وبلاگی و یک آبجی :)البته چون تا به حال با مردم زیاد در تماس نبودم به عنوان دوست و رفیق به خاطر همین نمیدانم چه کارهایی دوستان برای هم انجام میدهند..مثلا اینکه بخواهم دوستم را ببرم رستوران یا کافی شاپ الان کمی خنده دار است .ولی همین که الان کسانی هستند که گاهی حالم را میپرسند تلفنی این قدر برایم خوشایند است که در پوست خودم هم نمیگنجم.آدمیزاد است و هزار درد بی درمان دیگر..شاید شما تا به حال این نوعش را ندیده باشید.:).

در هر حال زمستان بدون برف مثل پوچی در سرزمین فانتزیاست ..امروز صبح کمی برف بارید .وقتی در ماشین ناخود آگاه لبخند میزدم..مرد راننده از آینه مرا نگاه میکرد.انگار که به یک دیوانه نگاه میکند...!

نگران نباشید چشم به هم بگذارید تاسوعا و عاشورا میاید .آن وقت اگر با بی اف هاتان یا در و داف هاتان رفتید دسته(!) ببینید جای ما را هم خالی کنید.من که بلد نیستم با درو داف هایم بروم دسته ببینم..اصلا خنده ام میگیرد :)

پ.ن:راستی شماها فانتزیا ندارید برای خودتان؟

خداوند اگر ما مشکل داریم ما را شفا دهد اگر دیگران خل و چلند آنها را... درهر صورت آمین!

1
January

مينا
پس الان داري كلي حال مي كني كه آروم آروم برف مي باره... فك كن ديروز كه كم بوده لبخند زدي امروز كه زياد بوده تو ماشين قاه قها خنديدي:) از ماشين پرتت نكردن بيرون :-دي !!!! والا منم كه سال نو مي شه هيچ احساسي ندارم جز اين كه يه سال از زندگيم چي بي اثر و زود گذشت بيشتر دلم مي گيره تا اينكه خوشحال بشم. تو الان چند ساله كه مي خواي بري سفر :-پي ؟؟؟ منم عاشورا تاسوعا تو خونه بايد درس بخونم :) بعدشم چه خوب كه دوست پيدا كردي... خوشحالم :*
salam .merci. balle khobam .az inkeh ba webloge shoma va ye noa tafakor ya zaveye did va neveshtar ashena shodam khoshalam