یک سوال در اروپا زنی مبتلا به نوعی خاص از سرطان در حال مرگ بود.تنها یک نوع دارو وجود داشت که پزشکان فکر میکردند ممکن است او را نجات دهد.این دارو نوعی "رادیوم" بود که داروسازی اخیرا موفق به کشف آن شده بود.ساختن داروی مزبور گران تمام میشد و در عین حال داروساز ده برابر قیمت تمام شده آن را مطالبه میکرد.یعنی در حالی که تهیه دارو برای او 200 دلار تمام میشد وی برای آن 2000 دلار طلب میکرد.شوهر زن بیمار به نام "هانس" به هر کسی که میشناخت رجوع کرد تا پول قرض کند اما فقط توانست در حدود 1000 دلار جمع آوری کند که نیمی از بهای دارو بود.هانس به دارو فروش مراجعه کرد و گفت که همسرش در حال مرگ است و از او خواهش کرد که یا دارو را ارزانتر بفروشد و یا بپذیرد که بقیه بهای دارو را بعدا دریافت کند.اما دارو فروش گفت:"نه.من دارو را کشف کرده ام و خیال دارم که از آن پول حسابی به دست آورم." بنابراین هانس نیز که از همه جا نا امید شده بود نیم شب به طور غیر قانونی وارد داروخانه شد و دارو را برای همسرش دزدید.
1-آیا به نظر شما شوهر زن باید این کار را میکرد یا نه؟چرا؟
2-آیا وی باید به خاطر این عمل مجازات شود یا نه؟چرا؟
پ.ن:من این مطلب رو از کتاب روانشناسی اجتماعی نوشته دکتر یوسف کریمی نقل کردم.این داستان یکی از داستانهای معروف روانشناس برجسته کلبرگ هست.دوست داشتم ببینم نظر شما در این مورد چیه؟
December
nader
