امروز یه نفر اومده بود بانک هی زنگ میزد این ور اون ور..چهره یک آدم خیلی پخته رو داشت...گفتم چی شده آقا؟..گفت هیچی یه رمال از ما پول گرفته یه کاری برامون راه بندازه....امروز موعدش بود که درست شه..درست نشده..گفتم چقدر دادید؟..گفت:هفتصد هزار تومن..گفتم برای اینکه به این نتیجه برسید که الان رسیدید میتونیستید بیایید دویست هزار تومن به من بدید..باز هم تضمین میدادم که همین نتیجه رو بگیرید.
باز هم بهش گفتم شما دیگه چرا به نظر نمیرسه اهل این کارها باشید؟..گفت آقا خانومم بیچارم کرد!..اون منو مجبور کرد..گفتم:میشد حدس زد!
دیگه اینکه باز یه نفر دیگه که خانوم بود اومد هر مدارکی ازش میخواستم بهم میداد بدون کم و کاست..این کاملا تعجب آوره..چون اغلب مدارک درستی همراهشون نیست..خندم گرفت و گفتم خانوم شما همه چیزه تون مهیاست..گفت نه..من با کائنات در تماس هستم..اگر دوست داشته باشید میتونم به رایگان به شما هم یاد بدم چطور امواج مغزتون رو با کائنات هماهنگ کنید!!..بعد کارت ویزیت داد و من رو دعوت کرد که به موسسه اش برم..راستش اگه درس نداشتم امروز حتما میرفتم ببینم جریان چیه..یه جورایی خودم یه تحقیقاتی رو این کار ها دارم میکنم..خیلی کمک میکرد بهم..!
پ.ن:امروز رفتم تو سایت دانشگاه یه خبر خوشحال کننده دیدم اونم این بود که همه امتحانای رشته من تستی برگزار میشه..یه نفس راحتی کشیدم.
December
شاهين
