پس چرا سرد نبود؟ چرا سرد نبود؟.
.مگر نه این بود که همه سرها در گریبان؟
دستها در جیب؟
..گوزن من ..
مگر نه اینکه زمستان سردی است؟.
مرد راننده به موتورها ناسزا گویان..
در پی تایید من ..
.من دراندیشه ژست
مرد راننده از جنس چین و چروک
مرد راننده را پولهای خرد تا نخورده شا دش میکرد...
مرا فرار نکردن بچه گربه در کوچه مان...
آه گوزن من..پس چرا سردم نبود؟..
.پس چرا بچه گربه هم سردش نبود
چشمها خواهش خوابی عمیق...
من ولی هنوز به تو میاندیشم
پ.ن:
ندیدم من....
.نگاه آشنایی..
آشنا تر از گربه کوچک همسایه ما.
.. نگاهش سبز...روشن...
گیرا..
پاک..
بچه گربه کوچه ما...از دوستان امیل و ژست است شاید
...
گوزن من نرو...
باز هم حرفی هست...
22
December
December
سه تا بچه گربه ء منم صبح وقتي پرده اتاقمو كنار ميزنند همون نگاه آشنايي رو دارند كه بچه گربه كوچه شما داره. تو اون سوز سرماي دم صبح به تنها چيزي كه فكر نمي كنند سرماست چون نگاهشون به شير گرميه كه براشون ميريزم. چرا منم دنبال نگاه آشنايي مي گردم كه ...

