هرچه خواستی به تو دادم
هیچ چیز نخواستم و تو هیچ چیز به من ندادی
و تو نمیدانستی من سراسر خواستنم

25
July
+ لينك
Flower seller

Eugene D Blaas در سال 1843 از پدر و مادری اتریشی در ایتالیا به دنیا آمد و نزد پدرش که خود استاد آکادمی رم ونیز بود آموزش دید.ونیز در اروپای قرن هجدهم جذابیت خاصی برای اساتید نقاشی داشت.جایی که او تبحر خاصی در سبک ونیزی و خلق فیگور های خاص پیدا کرد.آثار او بیشتر شامل مردان ماهیگیر و زنان گل فروش و فیگورهای خاص با تاکید بر ظرافت بر روی مو و پوست میباشند..او در سال 1932 فوت کرد.

+

+

watch more here

25
July
+ لينك
تا اطلاع ثانوی سفر تعطیل

.. من دوست دارم نقاشی کنم تا آخرش...ولی هنوز اولش هم شروع نشده..من یه نفر رو میخوام برای این که وقتی باد به پرده میزنه و اون رو به رقص در میاره...بفهمه شمع روشن یعنی چی..


..میدونی من به هیچ کسی اعتماد نمیدم که مای لایف ایز برلیانت..مای لایف ایز یونیک.!..ولی اعتماد میدم که مای لاو ایز پیور..من هیچ تعهدی ولی به کسی نمیدم.....تعهد رو بایست در چشم من ببینی....باید به من اعتماد کنی..و تو..آدم این کار رو نمیکنی..و میترسی..

بعد از چند سال میخواستم این هفته که دو سه روز تعطیله برم مسافرت.ولی بعدش دیدم اون جا که بایست کسی با من همراه باشه..کسی نیست و من تنها م....و این خیلی درد ناکه کسی نباشه که باهاش بری سفر...درهر صورت ..بعدش گفتم که عیب نداره خودم تنهایی میرم..به چند تا آژانس زنگ زدم..بعضی ها به سینگل ها تور نمیدادن..و یکی دو تا هم میدادن..که یکیشون رو انتخاب کردم که برم..ولی دو ساعت بعد که قرار بود من زنگ بزنم به اون خانومه که پشت خط بود و زنگ نزدم چون وقت نکرده بودم..اون زنگ زد و گفت شما برید از یه جای دیگه تور بگیرید .همه جا پیدا میشه...دقیقا نفهمیدم منظورش چی بود..ولی فکر کرد من از جای دیگه گرفتم و خواست با این حرفا دلش خنک بشه..بعدش دیگه گفتم ولش کن..تنهایی سفر کردن فایده نداره و بی خیالش شدم..لاجرم تا اطلاع ثانوی در همین غار تنهایی خواهم ماند....ولی دوست داشتم اگه میرم سفر بعد از چند سال.. شب اول برم حافظیه..ولی نمیدونم چرا هیچ وقت از سعدی خوشم نیومد....احتمالا اگه میرفتم سعدیه نمیرفتم..

پ.ن:من دلم یه پیانو و یه پرده میخواد که سفید باشه و باد تکونش بده..
من دلم یه بوم نقاشی میخواد و یه عالمه رنگ و دوست دارم اتاق خالی باشه..هیچ کسی نباشه..فقط یه پرده میخوام..

میدونی گوزن گاهی میگم کاش تو روح نبودی و با هم میرفتیم سفر...

..و بعد شمع رو خاموش میکنم..و مهتابی رو روشن..و دیگه باد پرده رو به رقص در نمیاره..چون کسی نیست ..

24
July
+ لينك
بازار کنیز فروشان
w.jpg

Jean-Léon Gérôme 1824-1904 یک نقاش و مجسمه ساز فرانسوی و آغاز گر جنبشی در امپرسیونیسم بود که به وسیلهMonet و Manet پایه گذاری شده بود.او همچنین کارهای زیادی در زمینه های تاریخی و اورینتالیسم خلق کردکه نقطه عطفی در امپراطوری نقاشی فرانسه به شمار میرود.او در سال 1840 به پاریس رفت جایی که Paul Delaroche بود.و نزد او به مطالعه پرداخت و به همراه او به ایتالیا رفت.جایی که موفق شد طرح ها و آثار زیادی در رابطه با فرهنگ و رسومات و همچنین بازارهای بر-ده فروشی مانند این و این خلق کند.آثار او به گونه ای بسیار ظریف بیننده را با سبک وسیاق زندگی مردم در قرن نوزدهم نمایش میدهد..از جمله سبک لباس پوشیدن-فرهنگ و غیره که با دیدن هر اثر از او میتوان ساعتی به بحث و بررسی پرداخت و نکات ریز و دقیقی در مورد تاریخ به دست آورد.او در سال 1854 به ترکیه و سواحل رود دانوب رفت و در سال 1857 به مصر سفری داشت که در تمامی این سفرها نقشی از زندگی و حقایق تاریخی دیده شده خلق کرده است.ره آورد سفر او به خاورمیانه و مصر آثاری بود که به معرفی حر-م سراهای سلاطین مصر و ترک پرداخته است و آنچه در آن می گذشته را به زیبایی به تصویر میکشد..مانند این و این .

پ.ن:
در مورد بر-ده فروشی و کنیز فروشی در قرن نوزدهم و قبل تر میتونید کتاب "حر-م سرای سلطان" رو که در قسمت کتابخونه معرفی کردم ببینید..من به شما توصیه میکنم این رمان رو در صورت علاقه مندی به تاریخ و حقایقی که کمتر در موردش صحبت شده بخونید.. که در مورد دختری انگلیسی هست که دزدان دریایی اون رو میدزدند و قصد فروش به سلطان ترکیه دارن..داستان هایی که این بین اتفاق میفتند بسیار جذاب و توصیف کننده آداب و رسوم مسلمون ها و تقابلش با اروپای اون زمان و دید اروپایی ها در مورد اونهاهست..

+آثار بیشتر از این هنرمند رو میتونید از اینجا ببینید

23
July
+ لينك

هی گوزن..خواب دیدم رفتم فانتزیا یه آبشار داره میریزه پایین..و من تشنه تشنه ام..همه جونورا هم دارن آب میخورن..حتی تو..ولی من تشنه تشنه بودم..و افتادم و مردم..وقتی مردم بیدار شدم...

22
July
+ لينك

من همه چیم بر عکسه..وقتی غمگینم زیاد میخورم..زیاد خرید میکنم..زیاد خرج میکنم..زیاد میخندم.. ..هیچی کم نمیشه..همه چی میره بالا....

+photo of the day

21
July
+ لينك

دارم این روزا یه کاری میکنم که بیشتر لذت ببرم..مثلا نصفه شب میرم تو خیابونا یه دوستی رو از فرودگاه بر میدارم میرم شرق تهران و دوباره بر میگردم غرب تهران..یا مثلا رفتم ایمان ملکی رو دیدم و تو کلاساش رزرو کردم.

+Photo of the day

20
July
+ لينك

گاهی اگر منفجر نشوی نابود میشوی..و اگر هم منفجر شوی نابود میشوی..در این مواقع..نابودی مهم نیست..

19
July
+ لينك

a.gif

نویسنده:جولیا فیتز جرالد
مترجم:هادی عادل پور

در واقع این کتاب داستانی از واقعیت قرون وسطی است.نویسنده به طور مستند اوضاع اروپای قرن هجدهم را بررسی میکند.در نتیجه ضعف حکومت ها و ظلم ها و ستم های طبقه حاکم,دزدان دریایی اروپایی سواحل کشورهای اروپایی را مورد یورش قرار می دادند و دختر هاو پسرها را می ربودند و آنها را در بازار برده فروشان الجزایر و قسطنطنیه میفروختند.اما آنچه مهم است راه و روش این دزدان با برده هاست که نویسنده آن را به طور مفصل شرح میدهد, دخترها روانه حر-مسراها میشدند و پسرها ا-خته میشدند تا در حر-مسراها مورد استفاده قرار گیرند....در سال هزار و پانصد و نود و یک در ویتنبرگ هیاتی مسیحی تشکیل شد تا بررسی کنند که آیا زنها اصلا جز انسانها به شمار میروند و یا خیر؟...کتاب حر-مسرای سلطان کتابی معمولی نیست.بلکه تاریخ قسطنطنیه و حوزه مدیترانه در قرن هجدهم است.

RSS ATOM EMAIL



Designed by shomalgan